جمعه

مدیریت همگانی !


سایت جماران چندی پیش خبر داده بود که دریافتی برخی از مدیران به نود میلیون تومان در ماه میرسد !
البته یا در این خبر یک صفر از قلم افتاده است و یا ماهی نود میلیون تومان در ماه حقوق مدیران رده های پایین می باشد ؛ 
با توجه به تجربه سی و چند سال اخیر و با توجه به اینکه مدیریت در اینجا نیازی به سواد کافی و یا خدای ناکرده علم و دانش و تخصص ندارد و هر کس می تواند علاوه بر مدیریت داخلی حتی به فکر اداره کردن جهان و مدیریت جهانی هم بیفتد، به نظر میرسد بهترین راه برای فقرزدایی و ثروتمند کردن آحاد مردم این است که هر فرد و هرکس را برای یک ماه در سمت مدیریت یک موسسه و اداره مهم دولتی قرار داد تا علاوه بر دریافت حداقل حقوق!( نود میلیون تومان در ماه!) دهها و صد ها میلیون تومان هم حق و حساب و رشوه و پول چایی و پورسانت و حق ماموریت ارزی و ریالی بگیرد و ضمن گرفتن خانه و آپارتمان بالای شهر زمین ها و مراتع ملی را هم فنس کشی کند و غذای خانه را هم از آشپزخانه اداره ببرد و اموال و دارایی های دولت را هم بفروشد و پول آنرا در سپرده بلند مدت خود و حاج خانم بگذارد و خلاصه از فقر و مذلت نجات یافته و دیگر محتاج ماهی چهل و پنج هزار تومان یارانه دولتی نباشد!
پس: به امید روزی که هر ایرانی یکماه مدیر بوده باشد!





هجوم جهانیان به مملکت گل و بلبل !



حاجیه خانم شهیندخت مول عا وردی معاون حاج حسن آقا روحانی رییس جمهور تدبیری و دارنده گواهینامه امید ایزو 2000 ( معاون در امور بانوان و خانواده ) ضمن سخنانی تاریخی و دشمن شکن، آمار داده و از جمله فرموده است: "جمهوری اسلامی دومین کشور پناهنده پذیر جهان است ! " 
البته ایشان توضیح بیشتری نداده است که چطور جمهوری اسلامی علیرغم تحریم های اقتصادی به این موفقیت دست یافته و توانسته است با دور زدن تحریم ها حتی بیش از نیاز پناهنده از خارج وارد کند!

گفته می شود در حال حاضر آنقدر پناهنده از خارج وارد شده است که در برابر هر ایرانی سه چهارتا گر و گور خارجی اعم از گدایان پاکستانی و بنگالی و عمله جات کشورهای همسایه و کلاهبرداران و بدل اندازان آفریقایی وجود دارد! و همین موفقیت نشان می دهد تحریم های غرب بی تاثیر بوده است!
شاید عده ای از عوامل داخلی استکبار جهانی از این سخنان حاجیه شهین خانم بخواهند برای زیر سوال و زیر آکولاد بردن مسولین محترم کشور سوء استفاده کرده و بگویند منظور حاج خانم از پناهنده های مقیم جمهوری اسلامی همین چند میلیون فعله جات افغانی و یا بعثیون و عفلقی های سابق و برادران عراقی کنونی است که در ایران جا خوش کرده و ضماد انداخته و دیگر رفتنی هم نیستند؛ و اگر وضع اینجور پیش برود کم کم تعدادشان از خود ایرانی های اصیل و اصلی هم بیشتر خواهد شد!!
چه بسا عده ای هم افزایش بی رویه تعداد پناهندگان در جمهوری اسلامی را به بی در و پیکر بودن مملکت نسبت داده و بگویند چون نظارت درست و درمونی بر مرزها وجود ندارد، همانطور که تریلی تریلی دلار و تریلی تریلی کالای قاچاق و تانکر تانکر سوخت از مملکت خارج و از آنطرف میلیارد میلیارد انواع مواد مخدر و سایر اجناس و کالای قاچاق (بقول تحفه آرادان توسط برادران قاچاقچی) وارد می شود، میلیون میلیون افغانی و پاکستانی و بنگالی و سریلانکایی و نپالی و صحرایی و بدوی و جنگلی و اتباع سایر بلاد دوست و برادر و خواهر که به انواع و اقسام بیماری های پوستی و میکروبی و جرب و کچلی و تراخم و مالاریا و بواسیر و غیره و ذالک مبتلا هستند هم برای گدایی و اسپند دود کنی سرچهار راههای شهرها به جمهوری اسلامی سرازیر می گردند!
البته این یک روی قضیه است، ولی باید گفت علاوه بر افاغنه عزیز که ایران ییلاق و کشور دوم آنها شده است و علاوه بر صدامیون کافر بعثی و عفلقی سابق و برادران فعلی عراقی که برای زیارت و سیاحت به مشهد مقدس می آیند سایر مردم جهان هم که از میزان رفاه مادی و معنوی موجود در جمهوری اسلامی آگاه شده اند در حال خفه شدن از عشق پناهندگی به ایران هستند و آرزویی جز پناهنده شدن به جمهوری اسلامی ندارند!
شنیده می شود اکثر آمریکایی ها و اروپایی ها و اتباع کشورهایی مانند لوکزامبورگ و سوییس و دانمارک و بلژیک و نروژ و سایر ممالکی که در آنجا بهداشت و درمان وجود ندارد و بیکاری و گرانی و فساد اداری و اعتیاد و فحشا و سانسور بیداد می کند و آمار اعدام بالا است و مطبوعات آزاد وجود ندارد و دیکتاتوری حاکم است شال و کلاه کرده و منتظرند با به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای، جمهوری اسلامی شرایط سخت ویزا برای اتباع آمریکا و اروپا را آسان کرده و در کنار پذیرش چهار پنج میلیون افغانی تعدادی پناهنده هم از اتباع آمریکا و اروپا پذیرش نماید!
ناظران سیاسی علت هجوم پناهندگان به جمهوری اسلامی را بالا بودن اعجاب آور سطح رفاه اجتماعی، سطح بالای بهداشت و درمان، آسان بودن دریافت مدارک تحصیلی عالیه، ارزانی قیمت ارزاق و کالاهای مورد نیاز مردم، ارزانی قیمت مسکن در حد تقریبا صفر و وفور وسایل تفریح و خوشی و خوش گذرانی ( اینترتینمنت ) و . . . می دانند!
بسیاری از علاقمندان به پناهندگی در جمهوری اسلامی در بیان علت عشق و علاقه خود به فرار به ایران گفته اند در آمریکا و یا کشورهای اروپایی برای دریافت مدارک تحصیلی عالیه نظیر دکترا و پروفسوری باید عمری گذراند و در تحصیل علم موی سر را مثل دندانها سفید کرد، اما در جمهوری اسلامی بدون داشتن سواد خواندن و نوشتن در سه سوت می توان دکترا گرفت و با این دکترای فتوشاپی به پست و مسند عالیه رسید و اختلاس های شیرین انجام داد و بار خودرا بست!
یا اینکه در آمریکای استکباری و اروپای ضد حقوق بشر احترام ویژه ای برای مدیران مملکت قایل نیستند و اگر یکی از آنها یا پسرش ( آقازاده ) سهم خود را از درآمد مملکت بردارد محاکمه و زندانی می شود و آبرویش می رود، در حالی که در ایران موضوع راکش نمی دهند و بجای درب و داغان کردن مجرم روزنامه هایی که مطلب را کش داده اند تعطیل می کنند!
در کشورهای عقب مانده اروپایی و آمریکای جنایتکار برای کسب درآمد و نان خوردن باید کار کرد و زحمت کشید، در حالی که در فرهنگ غنی ایران کار کردن را مخصوص خر می دانند و افراد بجای کار کردن دم یکی دو نفر آدم ( آدم که چه عرض کنم ! ) را می بینند و چهار پنج تانکر نفت و سوخت می گیرند و می شوند میلیاردر نفتی جوان!
در اروپا و آمریکا بانکها برای دادن صنار سه شاهی وام هست و نیست متقاضی را گرو بر می دارند که نکند وام گیرنده پول بانک را بر نگرداند ، اما در جمهوری اسلامی بعضی افراد میلیارد میلیارد وام بدون وثیقه دریافت و همراه وام دریافتی از کشور خارج می شوند!
در کشورهای عقب افتاده اروپایی نظیر نروژ و فنلاند و دانمارک به دلیل پایین بودن میزان جرایم پلیس ها بیکار هستند ولی در بعضی کشورهای پناهنده پذیر رییس پلیس را به جرم سو استفاده مالی از بیت المال دستگیر می کنند!
( حواسمان نبود این مطلب را که به بحثمان ربطی نداشت اینجا نیاوریم ! )
در آمریکای جنایتکار و اروپای عقب مانده برای رسیدن به مراتب عالیه باید از پایین شروع کرد و عمری تجربه آموخت تا آدم را در مسولیت حساسی قرار دهند و سرنوشت مردم را به دستش بسپارند ، اما در بعضی کشورهایی که ما نمی خواهیم اسمش را بیاوریم آدمی را که شنا بلد نیست غریق نجات قرار می دهند!
خلاصه وجود هزاران نوع از این قبیل مشوق ها باعث شده بیشتر مردم اروپا و آمریکا به فکر پناهنده شدن به ایران بیفتند!

چهارشنبه

چاه های نفت !

یک خاخام یهودی در کنیسه ای مشغول تعریف و تحسین از حضرت موسی (ع) بود.

در این موقع یکی از اسراییلی ها با صدای بلند اعتراض کرد و گفت:
اینطور نیست و به نظر من حضرت موسی (ع) اشتباه بزرگی کرده است !
خاخام با ناراحتی گفت:
جوان چطور جرات می کنی درباره پیامبرت اینگونه قضاوت کنی، در حالیکه او قوم خود را از اسارت نجات داد و از دریای سرخ گذرانید و به فلسطین آورد؟!
اسراییلی جواب داد:
صحیح است و من هم از همین بابت می گویم که آن حضرت اشتباه کرده است چون اگر به جای آنکه به سمت چپ برود به طرف راست رفته بود، ما امروزه صاحب همه چاه های نفت عربستان بودیم!!

بهبود وضع اقتصاد کشور

روزنامه جوان در شماره امروز بیست و نهم اردیبهشت ماه نود و چهار در صفحه چهار نوشته است : " متاسفانه میوه های قاچاق به کشور سرازیر شده است، تنها پرتقال میوه قاچاق نیست بلکه زردآلو و لیموترش و شبرنگ از کشور ترکیه، انگور از کشور شیلی و گلابی چینی به صورت قاچاق به بازار داخلی وارد شده است! "
یافت در کشور چنان بهبود وضع اقتصاد
که کسی نارد چنین از عهد دقیانوس، یاد !
گندمش آید ز آرژانتین و از ترکیه گوشت 
زردکش از برلن آید، شلغمش از بلگراد !
غوره از بلغار آید، آبلیمو از حبش 
کاهو از اسپانیا آرند، از بهر سالاد 
از فرنگستان رسد گوجه فرنگی با ترن 
با هواپیما پیاز آید ز هندوستان زیاد 
مرغ می آرند ز لبنان، تخم مرغ از روسیه 
روسیان را تا شود ایام بر وفق مراد 
هندوانه آورند از هند و سیب از سیبری 
تا که رونق یابد از آن دکه حاجی مراد 
زیره آرند از یمن در مرز و بوم داریوش 
سنگ پا آید ز ترکستان به ملک کیقباد 
دیزی از پاریس آرند و ز لندن گوشتکوب 
وز هلند آید تله موش و الک هر بامداد 
عارف و عامی ز وضع اقتصادی داضی اند 
چون شده دنیا به کام بی سواد و با سواد
گشته مسکین و غنی از ناز و نعمت بهره مند 
تنگ روزی ها شده سوراخ روزیشان گشاد !!

از دست دیگران به کناری گریختم، از دست خویشتن به کجا می توان گریخت؟!

برخی گمان می کنند با تغییر محل سکونت، آدم های تازه دور خود جمع کردن، تغییر شغل یا مسافرت می توانند از شر مشکلاتشان خلاص شوند ...
این ها فراموش می کنند که هر جا بروند خودشان را همراه می برند !
ما هرگز نمی توانیم از آنچه هستیم فرار کنیم . . . 

اگر در ایران افسرده باشیم، در لوس آنجلس هم افسرده خواهیم بود !
با تغییر صحنه ممکن است مدتی اوضاع بهتر بنمایید، با این حال رفته رفته همان رفتارهای پیشین را در پیش خواهیم گرفت، همان کمبودها، همان روحیه، همان احساس ها باز به سراغمان خواهند آمد.
این امر در عشق هم صادق است !
به زعم خودمان انتخابمان نادرست بوده است. بنابراین توقف می کنیم و با کس دیگری همسفر می شویم.
روز از نو ، روزی از نو !
باز هم چندی احساس خوشبختی می کنیم و با کس دیگری همسفر می شویم . . .
دیری نمی گذرد که در میابیم هنوز اندر همان کوچه ی اولیم، مضطرب و ناخشنود و زیاده خواه !
دگرگونی را باید در درون محقق کنیم نه در بیرون.
همین است و بس !
می توان انتخاب کرد، اما نمی توان از رنج حاصل از انتخاب در امان ماند !

دوشنبه

آمریکا ، آمریکا حمایتت می کنیم !

دکتر اسکندر دلدم

با پیروزی خارق العاده تیم مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی بر آمریکا و متحدان اروپایی و قدرت های جهانی و تحمیل خواسته های جمهوری اسلامی به شش کشور قدرتمند جهان پیش بینی می شود پس از امضای توبه نامه آمریکا و عذرخواهی متحدانش از جمهوری اسلامی روابط سیاسی و اقتصادی و جنسی (مبادله جنس و کالا) میان جمهوری اسلامی و شش کشور صاحب دنیا عادی و حتی برادرانه شود و منبعد نه تنها مشت و لگد زدن به دهان آمریکا فراموش گردد بلکه حتی برای تبرک دهان آمریکا را هم ماچ کنند!
بنا بر این دیگر نمی توان هم با کشور دوست و برادر آمریکای جنایتکار سابق رابطه نزدیک و دوستانه داشت و هم در نماز جمعه به آن فحش رکیک داد و توی دهان و دندان و فک و چانه اش مشت و لگد زد!
حالیه شیطان بزرگ در اثر سیاست های ظریف وزارت خارجه تبدیل به شیطان کوچک شده و عنقریب به شیطون بلا و شیطون دوست داشتنی مبدل و کم کم با فراموش شدن شیطونی هایی که در گذشته کرده مثل انجام کودتای بیست و هشتم مرداد سال سی و دو و یا تحریک برادران عراقی به تحمیل جنگ ویرانگر هشت ساله علیه ایران و یا سرنگون کردن هواپیمای مسافری ایران و هزاران شیطونی دیگر . . . تبدیل به کشور دوست و برادر آمریکا خواهد شد و چه بسا در آینده مجبور شویم برای محافظت از آمریکا در برابر داعش و کشورهایی که قصد تجزیه آمریکا را دارند به این کشور مظلوم نیرو بفرستیم و مشاوره نظامی بدهیم تا درست مثل عراق و سوریه و حزب الله و یمن ، از آمریکای مظلوم هم در برابر رژیم صهیونیستی محافظت کنیم!
این مطلب شوخی نیست و ما سابقه اش را داریم. در طول هشت سال جنگ تحمیلی که عراق سراسر ایران را موشکباران و بمباران می کرد و حتی دامنه ویرانگری اش به مرزهای خراسان و مشهد هم رسیده بود عراقی ها متجاوز و بعثی و عفلقی خوانده می شدند، اما یکباره تبدیل شدند به برادران عراقی (!) و معلوم شد که در طول این هشت سال صدام حسین به تنهایی با ایران می جنگیده است!
بنابراین جمهوری اسلامی نه فقط از دریافت هزاران میلیارد دلار خساراتی که برادران عزیز عراقی به ایران وارد کرده بودند گذشت کرد بلکه حتی اقدام به بازسازی و نوسازی شهرهای نجف و کربلا و سامرا و غیره و ذالک کرده و اماکن مقدسه را هم طلا کاری و حتی شبکه آب آشامیدنی و خدمات رفاهی و اجنماعی به برادران عراقی عزیز که در طول هشت سال جنگ تحمیلی اشتباهی و به خاطر گم کردن راه وارد خاک ایران شده و چندین استان کشور را تصرف کرده بودند ارایه کرد!
پس تعجبی ندارد که شیطان بزرگ تا چند هفته یا چند ماه دیگر تبدیل به دوست بزرگ (!) شود و نام این کشور محروم هم در فهرست دریافت کنندگان کمک های کمیته امداد قرار بگیرد و جمهوری اسلامی اقدام به بازسازی مثلا مناطق آسیب دیده آمریکا بر اثر وقوع سیل و طوفان کند!
در چنین شرایطی تصدیق می کنید که دیگر نمی توان به کشور دوست و برادر آمریکا فحش ناموسی داد و با مشت توی دهانش زد و پرچمش را آتش زد و آرزوی مرگش را داشت (!) و از طرف دیگر کار مملکت هم بدون شعار لنگ می ماند و آن دسته از امت همیشه در صحنه و روی سن هم که سی و هفت سال است شعار دادن جزو خونشان شده و بقول پاولوف شرطی و انعکاسی شده اند احتیاج به شعارهای دهان پرکن و دشمن شکن دارند و باید یکجوری تغذیه شوند تا از حیث شعار کم نیاورند و خدای ناکرده به دادن شعارهای اساسی مبتلا نشوند!
بنا بر این پیشنهاد می شود برادران تا فرصت باقی است به فکر پیدا کردن یک دشمن جدید برای رژیم باشند تا امت همیشه در صحنه برای ساعات تفریح و اوقات فراغت و در مواقع دویدن پشت اتومبیل رییس و روسا و مدیران مملکت شعار لازم برای ول کردن از دهانشان داشته باشند و نشود که بشود ما از حیث شعار هم به خارج وابسته شده و از چین شعار وارد کنیم!
مقدمتا ما با همین چند گرم مغزمان چند تا دشمن فرض کرده ایم تا منبعد امت شعارپناه علیه آنها بتوپند و توی دهان آنها بزنند و یک دستکاری مختصری هم در شعارهای سابق کرده ایم تا هم اسم آمریکا در میان باشد و هم در عین حال برادران عزیز آمریکایی از ما نرنجند !
عزیزان به سبک و سیاق ما یک مقدار شعار فکر کنند و به اشتراک بگذارند که موجب ثواب خواهد بود ، اجرتان با برادر حسین آقا اوباما!
آمریکا ، آمریکا خوش به اقبال تو 
قسمت پایین ما میرقصه با ساز تو !
وای اگر اوباما مهر ویزایم دهد
دیسکوتک منهتن نتونه جوابم دهد!
عشق منی اوباما ، جان منی اوباما 
شب با منی اوباما ، روز با منی اوباما
آمریکا می رزمد ، بورکینافاسو می لرزد !
بروندی ، بروندی مرگ به نیرنگ تو !

گل برای سه خوشگلای با حال
کلینتونو و جان کری و اوباما !

شنبه

تفاوت آقازاده ی ژاپنی با گدازاده های ...... !!!



یکی از پدیده های زشت در بعضی ممالک دنیا پارتی بازی و فامیل بازی و داماد بازی و لوس کردن فرزندان و سپردن سرنوشت سیاسی و اجتماعی و بخصوص اقتصادی مملکت به دست اقوام نسبی و سببی است !
خوشبختانه در مملکت ما از این پدیده های زشت و نامردمی وجود ندارد و کلیه انتصابات بر اساس دانش و لیاقت و کارآیی افراد صورت می گیرد و مثل بعضی کشورهای عقب افتاده نیست که تا یکی از بد روزگار به پست و مقامی میرسد همه فرزندان و برادران تنی و ناتنی و خواهر و مادر و خاله و عمه و فک و فامیل دور و نزدیک و هم ولایتی هایش را هم مصدر امور کند !
در بعضی از این کشورها پدیده زشتی معروف به آقازاده ها وجود دارد و آن به این صورت است که تا فردی به وکالت و صدارت و قدرت می رسد فرزندان بزرگ و کوچک او هم یک شبه مدیرعامل شرکت های نان و آبدار دولتی و مراکز پولساز می شوند و دامادهایش هم رییس بیمارستان یا مشاور رییس جمهور و یا دستیار و پابیار (!) ویژه می شوند و یک پست سازمانی هم مخصوص خانم درست کرده و منزل را هم که تا قبل از به قدرت رسیدن همسر نمی دانست سیاست را با ص می نویسند یا با سین به سمت معاون و یا مدیر کل امورزنان و خاله خانباجی های وزارتخانه منصوب و ماهی شش هفت میلیون حقوق و سالی چهارصد پانصد میلیون پاداش خدمت برایش مقرر می کنند !
از عجایب این ممالک اینکه افرادی که در نوبت رسیدن به قدرت ایستاده و به قول معروف زنبیل گداشته اند نفری را که در راس دولت قرار دارد متهم به فامیل بازی و رفیق بازی و چپاول بیت المال و رانت خواری و سپردن ریاست دفتر به برادر و پدر عروس و سپردن امور نان و آبدار به فرزندان و دامادها و هم ولایتی ها می کنند و قول می دهند به محض به قدرت رسیدن به این وضعیت زشت و غیر عادلانه و غیر بشری خاتمه داده و کلیه انتصابات را بر اساس لیاقت و کارآیی افراد انجام دهند، اما چون به قدرت می رسند صد کار بد تر می کنند !
خواجگان در زمان معزولی همه شبلی و بایزید شوند
چون به قدرت رسند بار دگر همه چون شمر و چون یزید شوند !
به هر حال یکی از دلایل عمده و شاید اصلی ترین فاکتور عقب ماندگی این کشورها همین انتصابات بر اساس وابستگی های فامیلی و خونی است، بطوری که فی المثل دیدیم فردی که دم از عدالت و شایسته سالاری می زد داماد جوانش را که هنوز امضای پای دکترای عمومی اش خشک نشده بود به ریاست یکی از قدیمی ترین بیمارستان های مهم و با سابقه کشور گماشت (!) در حالی که در این مملکت هزاران پزشک مدیر و مدبر با سابقه وجود داشت یا دامادش را که نمی دانست استاندارد را با ص می نویسند یا با سین رییس استاندارد کشور کرد !
اما در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته انتصابات بر اساس سواد و دانش و کارایی و لیاقت و تخصص است و این رمز موفقیت این کشورهاست.
در کشوری مثل ژاپن که در جنگ جهانی دوم مورد حملات اتمی قرار گرفت و کاملا شخم زده شد و امروز توسعه یافته ترین و یکی از سه کشور ثروتمند جهان و جامعه ای مرفه و پیشرفته است انتصابات صد در صد بر اساس لیاقت است، فی المثل وقتی می بینند مدیر یک شرکت خصوصی توانسته است با طرح ها و ابتکارات خود سود آوری خارق العاده ای داشته باشد و شرکت های رقیب در عرصه جهانی را پشت سر بگذارد او را با خواهش و تمنا به دولت می آورند و وزارت اقتصاد را به او می سپارند و در نتیجه در بحران اقتصاد جهانی ژاپن دچار مشکلات اقتصادی نمی شود !
در کشورهایی که ما آنها را به نام ممالک استکباری می شناسیم هیچ صاحب قدرتی از ترس مطبوعات آزاد و افشاگری و یا برخورد مجلس مستقل و کنگره و دادستان کل جرات نمی کند فرزند خود را که فرق نفت با گازوییل را نمی داند در یک سمت نان و آبدار نفتی بگمارد تا او هم در قراردادهای نفتی مداخله و رشوه خواری کند !
هیچ تا بحال شنیده اید که برادر رییس جمهور آمریکا رییس دفتر یا مشاور ویژه اش باشد؟
هیچ تا بحال شنیده اید پسر رییس جمهور فرانسه که دوچرخه سواری بلد نیست مدیرعامل متروی پاریس باشد؟!
هیچ تا بحال شنیده اید که در انگلستان تا یک روستایی وزیر خارجه شود یک پست سازمانی هم برای زنش درست کند و خانم را هم بیاورد در وزارت خارجه؟
هیچ تا بحال شنیده اید شهردار برلین یا مادرید یا وین خانمش را مشاور خودش کند و قراردادهای نان و آبدار شهرداری را به شرکت های فرزندان کم سن و سال و خواهرزاده ها و فک و فامیلش بدهد؟!
این برادر حسین آقا اوباما که رییس جمهور مقتدرترین کشور جهان است برادرش در کنیا در تنگدستی زندگی می کند و با دسترنج خود امرار معاش می کند و آویزان آقا داداشش نشده که یک پستی هم به من بده !!
اما در بعضی ممالک جهان ( که خوشبختانه ما جزو آن نیستیم ! ) همه انتصابات بر اساس فامیل بازی و رفیق بازی است و چیزی که اهمیت ندارد سواد و علم و تخصص و کارآیی است !
فی المثل کسی که سواد کافی خواندن نوشتن ندارد می شود وزیر علوم !
کسی که عرضه نداشته برای خودش سرپناهی تهیه کند می شود وزیر مسکن ! 
کسی که اگر دستش را نگیرند نمی تواند برای خودش کار پیداکند و نانی در بیاورد می شود وزیر کار !
کسی که خودش مریض و بیمار است می شود وزیر بهداشت !
و الی غیر النهایه ...
تا قبل از تعویض رژیم شا هنشا هی و استقرار اسلام ایران هم چنین وضعیتی داشت و می گفتند مملکت هزار فامیل ..!
خوشبختانه اکنون همه انتصابات بر اساس لیاقت و سواد و تخصص صورت می گیرد و هیچ کس بر اساس توصیه پدر بزرگوارش و یا پدر زنش و یا فلانکسش وزیر و وکیل و حاکم بر امورات مردم نمی شود !
حالیه می توانیم ادعا کنیم که ما هم مثل زاپن فامیل بازی نداریم و کسی به خاطر اینکه برادر فلانی و یا شوهر فلانی و یا داماد فلانی است نمی تواند وزیر و وکیل شود و خودسازی و برج سازی و زمینخواری و جنگل خواری و دریا خواری و بیت المال خواری و مردمخواری و هزار خوار......
در واقع اینهایی که تحت پوشش القابی مثل آقازاده و آقاداماد و عمه زاده و خوارزاده و غیره و ذالک به غارت و چپاول می پردازند مشتی گدا زاده اند که تازه چشمشان به نان و آبی افتاده است، وگرنه اگر انسان آقا و آقازاده و آقا منش باشد که دست به این کارها نمی زند !
آنچه سبب نوشتن این مطلب شد مصاحبت با برادر نخست وزیر ژاپن بود که چند روز قبل پس از مدتی دوری یکدیگر را دیدیم تصور می کردم بعد از نخست وزیر شدن برادرش او هم مشاور ویژه یا رییس دفتر یا وزیری، وکیلی یا حداقل مدیرعامل شرکت نان و آبداری شده و در این مدت بار خود را برای چند نسل آینده بسته است اما در کمال ناباوری فهمیدم هنوز در همان شرکت کوچک شهرک صنعتی یوکوهاما کار می کند و همان آپارتمان سی متری در شیبو کوین را دارد !
آیا رمز موفقیت کشورهای استکباری (!) همین نفی فامیل سالاری و سپردن امور به دست افراد متخصص و کارآزموده و لایق و پاک دست نیست ؟!
خلاف ادب است صحبت از پاک دستی شد گلاب به روتون یاد حاج آقا دکتر محمود احمدی نژاد افتادم که دولتش پاک دست ترین دولت تاریخ این کشور از زمان مادها به اینطرف بود !

اصل و نسب بنیانگذار پادشاهی سعودی



ملک السعود که توسط سر لورنس انگلیسی (معروف به لورنس عربستان) حاکم حجاز شد و با طرح انگلیسی ها قبایل نیمه وحشی شبه جزیره عربستان را به کمک نیروهای انگلیسی متحد ساخت و به بیعت با خود مجبور و سلطنت آل سعود را پایه گذاری کرد یهودی و نسل اندر نسل یهودی زاده بود و توسط انگلیسی ها از قبیله بنی قریضه کشف و برای خدمت به بریتانیا مناسب تشخیص داده شد. قبیله آل سعود از آوارگان یهودی بودند که از مصر گریخته و به صحاری حجاز پناه برده بودند. اسناد یهودی بودن خانواده آل سعود در سال 2010 میلادی توسط شاهزاده فراری دختر ملک عبدالله در لندن افشا شد ولی تحت فشار حکومت سعودی دولت انگلستان از بازپخش وسیع آن در وسایل ارتباط جمعی ممانعت وشرط باز نگرداندن شاهزا ده فراری به عربستان را سکوت وی و دوری از خبرنگاران قرار داد. بر اساس افشاگری شاهزاده سعودی نام اصلی ملک سعود بنیانگذار پادشاهی سعودی ایسحاق الحیم و نام مادر وی سارا و نام پدر وی شمعون بوده و پدر وی در دوران عثمانی در بیت المقدس شرقی به تولید و فروش شراب اشتغال داشته و در همین شهر با جاسوس برجسته انگلیسی سر لورنس (بعدها معروف به لورنس عربستان) آشنا و با انگلیسی ها که قصد دست اندازی به متصرفات عثمانی ها را داشته اند همکاری می کند. جالب اینکه عربستان در هیچیک از جنگ های اعراب علیه اسرائیل مشارکت نکرده است و حتی بارها با ارایه طرح های آمریکا و اسراییل پسند مثل طرح صلح کنفرانس طایف کوشیده است فلسطینی ها را به تسلیم در برابر اسراییل وادارد. جالب تر اینکه سازمان امنیت و اطلاعات عربستان سعودی مطابق پلتفرم اسراییل و توسط موساد سازماندهی شده و مستشاران اسراییلی با اطلاعات و امنیت سعودی همکاری آشکار دارند و در جریان همین جنگ اخیر علیه یمن مظلوم و بیدفاع بنیامین نتانیاهو رسما اعلام کرد متحد عربستان سعودی است. پس از مرگ ملک عبدالله هم روزنامه های اسراییل عکس های شاه سعودی در هنگام بستری بودن در بیمارستان بن گوریون را چاپ و افشا کردند که شاه سعودی از سه سال قبل تحت معالجات پزشکان اسراییلی بوده و بخاطر توجهات اسراییل به سلامتی خود مبلغ ششصد میلیون دلار به حوزه سلامت و بهداشت اسرائیل اهدا کرده است، در حالی که مردم مظلوم غزه محروم از درمان و دارو تحت محاصره ظالمانه اسراییل قرار داشته اند ! برای آگاهی از شجره نامه و پیشینه یهودی بودن خانواده آل سعود رجوع کنید به : ایریش تایمز 24 جون 2010 و ایندیپندت 12 اکتبر 2011

جمعه

حکایت ! ( بر وزن گلستان سعدی بخوانید ! )






 آورده اند که در ازمنه معاصر روستا زاده ای در پشت کوه همی به بی عاری و بیکاری زیست کردی و تنها تخصص او پاک کردن طویله از مدفوع و تپاله دواب و انتقال کثافات طویله به سر مزرعه و کود دادن درختان و صیفی جات بودی و بس!
روستاییان او را یاردانقلی احول نامیدی، چون که خطای دید و چشمان دوبین داشتی و تعداد صفرهای روی چک را بیشمار می دیدی!
چون به سن بلوغ جسمی تقریبا نزدیک شدی پدر بانگ بر آوردی که ای فرزند احول! از سایر پشت کوهی ها بیاموز که راه شهر در پیش گرفتندی و حالیه در شهر جاه و مقام یافته و خر سواری در ده را با پورشه سواری در خیابان های شهر تاخت زده و در آپارتمان های تریبلکس و ویلاهای سلطنتی شمال شهر زیست می کنندی ! 
سخن چون بدین جا رسید فرزند بیل را که پر از فضولات گاو و گوسفند بود به کناری انداخت و بر پدر بانگ بر آورد که من الساعه راه شهر در پیش گیرم و صاحب ویلا و شرکت و کارخانه و آپارتمان تریبلکس و حساب ریالی و ارزی شوم!
پدر که بر گنگ بودن و کم هوشی و بیسوادی و منگل بودن فرزند آگاه بودی آهی از سر افسوس بر کشیدی و گفتندی که چشمم آب نمی خورد تو آدم بشوی ! و این جمله مایوس کننده را که تو آدم نخواهی شد چندین و چند بار به رخ فرزند تپاله جمع کن خود کشیدندی!
در حال فرزند پای پیاده و پا برهنه در حالی که لقمه نانی و پنیری به عنوان قوت راه در جوف خشتک جاسازی کرده بود راهی شهر شد تا به شوکت و جاه و مقام و مال و ثروت برسد! 
چون به شهر در آمدی ملاحظه اش شد که کار فعلگی کلا در دست برادران خارجی مقیم ایران است و چاره ای ندارد که مدیریت قبول نماید و کمر به خدمت امت بندد، که از قدیم گفته اند: فلک زمام امور را دهد به دست نادانان!
و ایضا خبیر کیجارودی گفته است: هر که نادان تر سهمش بیشتر! 
پس راه به اداره ای برد که هم ولایتی سابقش که زودتر از ده آمده بود در آنجا مالک الرقاب بودی!
چون هم ولایتی سابق یاردانقلی را با آن وضعیت اسفبار و گرسنه و تشنه یافتی یک پست نان و آبدار به وی پیشنهاد کردندی!
یاردانقلی از این پیشنهاد آنقدر مبسوط گردیدی که پیشانی و هر جای نه بدترش کش آمدی و گشوده گردیدی و به همین مناسبت به گشادگی معروف شدی که به نوشته تاریخ خبری (!) زان پس با گشاده دستی اموال دولت و ملت را به خواص دادی و خود در دل آنها جا کردندی!
القصه چون لوازم ریاست و کیاست نداشتی فی الحال همولایتی ها برایش چند دکترا از دانشگاه های آکسفورد و هاوایی و سوربون با توسل به نرم افزار فتوشاپ تهیه و منبعد او را دکتر گشادکی جار زدندی!
در کوتاه مدتی یاردانقلی پشت کوهی سابق و دکتر گشادگی فعلی به مقامات عالیه رسیدی و این ممکن نشد مگر به سبب خشونت و سبعوعیت در برابر مردم و هموطنان و خطای دید در موقع کشیدن چک و غارت اموال عمومی و حال دادن به کسانی که او را ویترین خود ساخته بودندی!
چون شهرت مقام و ثروت و کیاست و ریاست یاردانقلی به پشت کوه رسید پدر که باور نداشتی فرزند عقب افتاده ذهنی و گاگول او به این مقامات دنیوی رسیده باشد راهی شهر شد تا از نزدیک وضعیت فرزند را معاینه کند!
به هنگام ورود به دارالخلافه چون گزمه ها بفهمیدی این پیرمرد روستایی پدر آقای قدرقدرت و ولی نعمت آنها است وی را با تشریفات و استقبال رسمی به محل جلوس یاردانقلی هدایت و دلالت کردندی و فرزند چون چشمش به پدر اوفتادی، بانگ شبیه عرعر زدی که یا ابی! آیا تو نبودی که مرتب به من سرکوفت می زدی که آدم نخواهم شد؟! حالا ببین که چه رییس بزرگی ( به این بزرگی ) شده ام ...
پدر نگاهی عاقل اندر سفیه به فرزند انداختندی و گفتی: من هرگز نگفتم که تو در این مملکت رئیس خیلی بزرگی نمی شویه، گفتم آدم نمی شوی و هنوز هم سر حرفم هستم که رییس بزرگی شدی و به پست و مقام عالیه و ثروت باد آورده رسیده ای ولی آدم نشده ای که پیشینیان به درستی گفته اند: رئیس شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل!
مورخین می نویسند فرزند را از این متلک سیاسی چنان خشم آمد که فی الحال دستور اعدام جمعی بیگناه صادر فرمودی و از شدت خشم دچار خطای دید شده و ثروت عظیمی را چک کشیده و به حساب شریک خود ریختی تا بعد از هضم رابعه بگذراند!
بیت : فلک زمام امور را دهد به دست نادانان!

لزوم انجام معاینات پزشکی مدیران کشور !


خبرهای مفاسد مالی و اقتصادی آنقدر زیاد شده که از مزه افتاده است. یک روزی خبر دزدی های چند هزار میلیارد تومانی و اختلاس های بانکی چندین هزار میلیاردی برای مردم شگفت آور بود، اما با انتشار اخبار دزدی های چند صد میلیون دلاری و یا چهار میلیارد یورویی زنجان بابکی و اختلاس های کلان ارزی، این اخبار برای مردم آنقدر عادی شده که اگر خبر برسد کل مملکت را هم یک جا خورده اند کسی تعجب نمی کند!
البته نباید تصور کرد که با مفاسد اقتصادی و مالی برخورد نمی شود و دست غارتگران و دزدان را باز گذاشته اند، خیر، برخورد می شود و نمونه اش همین اعدام متهم ده هزار تومانی هفته قبل در مشهد است !
همچنین به کسانی که وام های بسیار کلان بانکی گرفته و در حقیقت ذخایر بانکها را غارت کرده و پس نمی دهند اخطار شده که اگر این وام های کلان را بر نمی گردانید پس کی می خواهید بر گردانید؟!
بهر حال اگر چه دزدی و اختلاس و به یغما بردن ثروت های عمومی آنقدر گسترش پیدا کرده که به عرف تبدیل شده و دیگر توجهی را بر نمی انگیزد، و در حقیقت اگر کسی دستش برسد و دزدی و اختلاس نکند جای تعجب دارد اما گاهی خبرهایی می رسند که انسان با شنیدن این اخبار از بالا و پایین شاخ در می آورد! 
وکیل سازمان تامین اجتماعی که این روزها دنبال باز پس گیری دارایی های چپاول شده این سازمان در دوران سلطنت محمود شاهی معروف به دولت های نهم و دهم است در مصاحبه با جراید کشور گفته است که قاضی مرتضوی معروف به متهم کهریزک همدست بابک زنجانی بوده و با کشیدن یک طغری چک چندین میلیارد ین ژاپن از محل دارایی های سازمان تامین اجتماعی را به حاج آقا بابک زنجانی داده است و وقتی از وی در مورد این حاتم بخشی چندین هزار میلیارد ینی سوال شده پاسخ جالبی داده و با لسان مبارکشان فرموده اند خطای دید بوده است!
یعنی می خواسته بنویسد چهار ین ژاپن نمره عینکش بالا پایین شده چشمش خوب ندیده خطای دید روی داده ، و نوشته چهار میلیارد ین !
به هر حال همانطور که گفته اند انسان جایز الخطا است و ممکن است خطای چشمی بکند و یک چهار میلیارد ین اشتباهی و از روی خطای چشمی به جیب همکارش بریزد و البته در قوانین جزایی مجازات چشمی نداریم و این قاضی با سابقه که بخصوص جامعه مطبوعاتی و روزنامه نگاران مکرر مورد چشم زخم وی واقع شده اند همانطور که در ماجرای کهریزک و زهرا کاظمی بیگناه بوده در ماجرای همکاری با زنجان بادکی و هپل و هپو کردن دارایی های کشور هم بیگناه است و مشکل از ضعف بینایی و انحراف چشمی بوده است !
مولانا از همان هفت قرن پیش موضوع ضعف چشمی حاج آقا مرتضوی معروف به متهم کهریزک را پیش بینی کرده و گفته بود ز دست دیده و دل هر دو فریاد، که دیده هر چه بیند دل کند یاد !
حالیه اتفاقی است که افتاده و نباید موضوع را کش داد چون پیشینیان بخوبی گفته اند گر حکم شود که مست گیرند ، در شهر هر آنکه هست گیرند!
متاسفانه ما از این افراد که دارای انحراف چشمی هستند زیاد داریم !
بهترین راه مقابله با دزدی های کلان این است که موقع انتصاب مدیران مومن و پاکدست در پست های نان و آبدار آزمایشات چشم پزشکی و صحت مزاج و سلامت اندام از آنها گرفته شود تا انحراف چشمی که می تواند موقع نوشتن چک چهار میلیارد ین را از حساب دولت به جیب یک گانگستر اقتصادی بریزد نداشته باشند و یا دستانشان کج و کول نباشد که ناخواسته دستشان وارد خزانه شده و آنجا را جارو کنند !
ما از اول هم می دانستیم که وصله دزدی و اختلاس و غارت اموال عمومی به مدیران مومن و خدا ترس و نمازشب خوان نمی چسبد و این دزدی های کلان علت دیگری دارد!
الحمدالله اکنون معلوم شده خطای چشمی بوده وگرنه قاضی عادلی مثل حاج آقا مرتضوی کجا و این کارهای زشت و ناپسند !
چه بسا آن ماجراهای زندان غیرقانونی کهریزک هم ناشی از انحراف بخشی و بعضی از اندام های تحتانی بدن بازجوها بوده و دست خودشان نبوده است !
خوب است یک بررسی در احکام صادر شده توسط این قاضی عادل که از نوجوانی و سالهای خدمت سربازی در مناسب قضایی بوده است انجام شود تا برای همگان مشخص گردد خطاهای چشمی و احیانا عقلی و هوشی چه بلاهایی سر متهمین و خانواده های آنها آورده است !
صحبت از دزدی و غارتگری شد خلاف ادب است از تغییر شیوه چپاولگری و غارت قدرتمندان سخنی به میان نیاوریم !
با رو شدن شیوه های زد وبند با بانکها و غارت بیت المال و سواستفاده های ارزی و دور زدن موفقیت آمیز تحریم ها اخیرا قدرقدرت ها به شیوه های جدیدی روی آورده اند و آن گم شدن اموال دولتی است !
تا کنون خبر رسیده که یک دکل حفاری نفت به ارزش صد میلیارد دلار و یک هواپیما که در همین حدود ارزش دارد مفقود گردیده است !
قبلا دیده شده بود که در یک اداره دولتی آدم کج دستی قندان پر قند اداره و یا قلم و کاغذ را بزند زیر کتش و از اداره خارج کند، اما اینکه دکل نفتی صد میلیارد دلاری و هواپیما را بذارند جیبشان و از اداره خارج کنند از آن حرف هاست !
بقول معروف هر دم از این باغ بری میرسد، تازه تر از تازه تری می رسد !

پنجشنبه

زندان وظیفه یا زندان اجباری !




یکی از تهمت های ناچسب که از روز اول تعویض رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی زده می شود نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن حقوق بشر و پر کردن زندانها از نویسندگان و روزنامه نگاران و وبلاگ نویس ها و منتقدین و حتی طرفداران خود حکومت است !
البته بعضی اظهارات نسنجیده مسولین هم به این شایعات دامن می زند، فی المثل در حالی که جمعی از مسولین به ضرس قاطع می گویند که سیاست زندان زدایی در پیش گرفته اند و دنبال اجرای مجازات های جایگزین هستند و حتی شهرداری تهران دنبال تغییر کاربری زندان تاریخی اوین است عده دیگری از مسولین می گویند تعداد زندانیان انبار شده در زندان های جمهوری اسلامی چندین برابر استاندارد و ظرفیت است !
یا در حالی که مسولین محترم قوه قضاییه دنبال حذف مجازات زندان و کاهش تعداد زندانیان و خلوت کردن زندانها هستند و این کار را عملا با به مرخصی فرستادن معاون اول احمدی نژاد آغاز کرده بودند، یکباره خبر می رسد زندان وسیع و بزرگ دیگری ساخته ، و با ظرفیت زیاد تکمیل شده و عنقریب آماده پذیرش علاقمندان به اقامت در محبس و سلول های انفرادی خواهد بود !
این قبیل اظهارات هماهنگ نشده و این قبیل اقدامات ضد و نقیص باعث می شود سازمان ملل و سازمانهای مدافع حقوق بشر جمهوری اسلامی را به توسعه و گسترش زندانها و افزایش تعداد زندانیان متهم و محکوم کنند و در مجامع جهانی آنقدر علیه جمهوری اسلامی قطعنامه صادر کنند که قطعنامه دونشان پاره پوره شود !
در حالی که در این مملکت گل و بلبل با مجرمین و متهمین با تعامل و انسانیت تام و تمام برخورد می شود و از مجازات های جایگزین به جای زندان استفاده می کنند، مثلا کل ماجرای شخصی را که زمین های موات و دولتی و اراضی مرغوب ملی را فنس کشی و تبدیل به مزرعه پرورش شترمرغ کرده به فراموشی می سپارند تا گزک به دست احمد شهید ناظر حقوق بشر سازمان ملل ندهند !
یا معاون اول احمدی نژاد را بجای زندان به مرخصی می فرستند یا مودبانه از زنجان بابکی جوان زحمتکشی که چهار میلیارد یورو پول شرکت نفت را گم کرده می پرسند پولها کجاست؟ و چون بابک هم یادش نیست پولها را به کی داده است، می آیند در مصاحبه می گویند متاسفانه میلیاردر نفتی همکاری نمی کند و جای پولها را نمی گوید !
این خود مشت محکمی به دک و دهان احمد شهید و سازمان های حقوق بشری است که زندانهای جمهوری اسلامی را با گوانتانامو مقایسه می کنند و می گویند در زندانهای ایران شکنجه وجود دارد !
اگر شکنجه بود که تا حالا صد بار زنجان بابکی گفته بود پشت پرده چپاول محموله های نفتی کی بوده و پولها دست کیه !
به هر حال علیرغم رعایت حقوق بشر در جمهوری اسلامی باز هم دشمنان از احمد شهید گرفته تا احمد موجی و احمد جانباز و سازمان های جهانی و کشورهای مختلف استکباری و امپریالیستی و صهیونیستی و سایر ملل و دول جهان چون چشم پیشرفت های خیره کننده این مملکت را ندارند و در محاصره اقتصادی و تحریم ها و در سوریه و یمن هم از ما شکست خورده اند می گویند آمار زندانیان در ایران بالا است و ایران در اعدام هم از دنیا پیشی گرفته و رکورد زده است !
به اعتقاد من برای پایان دادن به تبلیغات زشت و زننده باید زندان رفتن در جمهوری اسلامی مثل سربازی رفتن قانونی و اجباری شود تا دیگر مجامع بین المللی نتوانند از جمهوری اسلامی به خاطر زندانی کردن مردم انتقاد کنند !
الآن قانون نظام وظیفه اجباری داریم و جوانان بالای هجده سال بر اساس قانون دوسال به سربازی می روند و هیچ مرجعی هم در دنیا از جمهوری اسلامی به خاطر بردن مردم به سربازی انتقاد نمی کند چون بر اساس قانون است، اگر مجلس محترم که در همه حال به فکر مردم است زندان رفتن را هم اجباری کند و قانونی تصویب کند که بجز دزدان بیت المال و ثروت های عمومی و مختلسین و زمین خواران و غارتگران منابع طبیعی و دور زنندگان تحریم ها و سوء استفاده کنندگان از پست و مقام دولتی، بقیه مردم بر اساس مثلا الفبا یا دو رقم آخر شناسنامه یا سال تولد چند سالی را اجبارا در زندان بگذرانند چون امری قانونی و مصوب مجلس است دهان احمد شهید و سازمان های حقوق بشری هم بسته خواهد شد !
در ضمن چون نماینده حقوق بشری سازمان ملل خیلی به آزادی بیان حساس است و مرتب در گزارش هایش جمهوری اسلامی را متهم به جلوگیری از آزادی بیان ایرانیان می کند بهترین راه برای پایان دادن به این انتقادات و بقول معروف گرفتن بهانه از دست استکبارجهانی و منطقه ای و محلی این است که زبان کلیه هموطنان در بدو تولد ختنه شود تا اصولا کسی قادر به کوچکترین بیانی نباشد، چه برسد بخواهد مثل سران فتنه سلامت انتخابات را زیر سوال ببرد و برای جمهوری اسلامی هزینه درست کند !
باز هم اگر عقلم به ابتکارات و راهنمایی های جدیدی رسید مضایقه نخواهم کرد !

خدایان تشنه اند !!




در هندوستان و نیز کشورهای شرق آسیا از ژاپن و چین گرفته تا برمه، کامبوج، ویتنام، تایلند و بسیاری دیگر از کشورهای ریز و درشت و جزایر اقیانوس آرام و اقیانوسیه قریب چهار میلیارد نفر پیرو ادیان خرافی و باورهای انسانهای اولیه هستند !
در ژاپن که از آن به عنوان مهد تکنولوژی های پست مدرن نام برده می شود معابد ویژه کودکان، زنان، رانندگان، بیمه حوادث، بیماران چشمی، بیکاران و انواع خدایان بزرگ و کوچک و خدایان محلی و منطقه ای و بین المللی وجود دارند که مردم مومن و خداجوی برای گرفتن شفا و معجزه به این معابد مراجعه و برای خدای مورد علاقه خود غذا و نوشیدنی و میوه و تنقلات می آورند و جلوی خدایان می گذارند و ضمن روشن کردن عود به دعا و خواندن اوراد و خزعبلات می پردازند !
البته این خدایان در هر معبد تعدادی نماینده مفت خور و گردن کلفت هم به نام راهب و یا لاما دارند که تن پرور و لاابالی و بسیار چاق و چله هستند که در معابد زیست می کنند و کارشان تلکه کردن مومنان احمق و ابله است !
انسان تعجب می کند مردمی که حاضر نیستند لباس و پیراهن شش ماه قبل و لباس یک سال قبل خود را بپوشند و آن را دور می اندازند چطور به عقاید پوچ و احمقانه کهن چسبیده اند؟!
در دنیای امروز که علم و دانش بشر را به کرات آسمانی رسانده است چطور بشر قرن بیست و یکم به عقاید خرافی پوسیده دوران جاهلیت دو دستی چسبیده است و خود بت می سازد و همنوع خود را به مقام الهویت می رساند و دست و پای چون خودی را می بوسد و از او ملتمسانه می خواهد تا بین او و خدایان واسطه خیر و آمرزش شود !
در کشور چین هم با یک میلیارد و چهارصد میلیون جمعیت که عموما کارگران تحت استثمار کمپانی های چند ملیتی هستند و در حقیقت این کشور به یک کارخانه عظیم کاپیتالیست های غربی تبدیل شده است، رهبران چین با نادیده گرفتن ممنوعیت رواج خرافات و بت پرستی اجازه دادند روحانیون چینی که پس از انقلاب کمونیستی عموما مخفی شده بودند مجددا کار فریب و تحمیق مردم را آغاز کنند و به تبلیغات مذهبی و دینی بپردازند زیرا گسترش سرمایه داری و پیوستن چین به دنیای سرمایه داری فقر توده ها را به دنبال می آورد و برای ساکت نگاه داشتن مردم فقیر و استثمار آنها نیاز به همکاری روحانیون و تحمیق مذهبی آنها است تا خود به فکر احقاق حق و حقوق پایمال شده اشان نیفتند و این کار را به خدایان و روحانیون بودایی و کنفسیوسی بسپارند !
یک عمر تعلیمات روشنگرانه کمونیستی و روشن ساختن این باورهای خرافی اکنون با تبلیغات فریبکارانه روحانیون حقه باز فراموش شده و چینی ها صبح ها قبل از رفتن به کارگاه ها و کارخانه ها آب و غذا و میوه و انواع نوشابه و تنقلات جلوی بت ها می گذارند و وجوهات و نذورات نقدی به نمایندگان خدایان که همانا روحانیون بیکاره و مفت خور مقیم معابد هستند می پردازند!
در تایلند و کامبوج و برمه و لائوس و سایر نقاط جنوب شرق آسیا که ایمان ها قوی تر است سر هر چهار راه و در هر کوی و برزن یک بتکده محلی و منطقه ای و بین المللی ساخته اند که مردم در حالی که خود اکثرا به مواد غذایی نیازمندند هر روز برای این خدایان انواع مواد غذایی و میوه و نوشابه و اسنک و حتی پلو و پیتزا می آورند و جلوی خدای مورد علاقه و معتمد خود می گذارند تا خداوند در طول روز گرسنه و تشنه نماند !
این اعتقادات دینی و مذهبی اختصاص به افراد بیسواد و کم سواد و کم شعور ندارد و در میان مومنین احمق های تحصیلکرده هم به وفور دیده می شوند !
احمق کتاب خواند و گمان برد عالم است 
نادان به کشتی آمد و پنداشت ناخداست

این روزها هوا در این منطقه اقیانوس آرام نزدیک به خط استوا بسیار گرم و شرجی است و به همین خاطر مومنین بطری های نوشابه و آب بیشتری جلوی خدایان قرار می دهند تا خدایان گرمازده نشوند و تشنه نمانند !
البته این خرافه پرستی و دینداری یک روی مثبت هم دارد و آنهم ایجاد اشتغال برای کسانی است که هیچ کار مثبتی بلد نیستند و به جرگه روحانیت در می آیند و از حماقت این افراد یک عمر نان راحت و زحمت نکشیده می خورند !
بر اساس یک تحقیق دقیق علمی گردش مالی صنعت روحانی گری جزو چهار صنعت اول پولساز جهانی است و شرکت های بزرگ و کارخانجات و مقاطعه کاران با ساخت معابد و طلا کاری و احداث زیارتگاه ها و مدارس مذهبی و بر گزاری گردهم آیی های دینی و اعزام تورهای گردشگری مذهبی و ساخت بت ها و خدایان جدید و فروشگاه های زنجیره ای فروش لوازم زیارتی و ده ها و صدها نوع اقلام مربوط به سحر و جادو و خرافات و مذهبی گری و البسه خاص روحانیون و غیره و ذالک سالیانه از برکت خریت مومنان صدها میلیارد دلار درآمد معاف از مالیات دارند !
امسال به خاطر افزایش گرما کارخانجات نوشابه سازی چند نوع نوشابه جدید مخصوص خدایان و بیشتر به رنگهای قرمز و زرد و سبز بیرون داده اند که مخصوص معابد است و مومنان خود مجاز به نوشیدن آنها نیستند !
فقیه شهر چنین گفت به گوش حمارش 
که هر که خر شود ، می شوند سوارش
دیروز یک گشتی جلوی اماکن استقرار بعضی از خدایان زدم و چند تا عکس از مواد غذایی خدایان برایتان گرفتم که ضمیمه مطلب تقدیم می کنم !
باید عرض کنم تا ابله در جهان است خدایان در نمی مانند !!



چهارشنبه

بازی عربستان صهیونی با دم شیر !



هواپیماهای جنگنده اف 15 عربستان صهیونی با محاصره یک فروند هواپیمای باربری غیرنظامی جمهوری اسلامی که حامل دارو و کمک های انسانی برای مردم آسیب دیده یمن بود و با به خطر انداختن جان امدادگران و خدمه هواپیما درحالی که این هواپیما دارای مجوزهای قانونی برای فرود در یمن بود ابتدا کوشیدند هواپیمای ایرانی را وادار به فرود در خاک عربستان صهیونی کنند و چون خلبان شجاع ایرانی دستورات آنها را نادیده گرفت برج مراقبت و باند فرودگاه را در حالیکه هواپیما برای فرود آماده می شد بمباران کردند!
آیا این حمله آشکار و علنی و وقیحانه به منافع جمهوری اسلامی محسوب نمی شود؟
آیا باید در برابر حمله نظامی آل صهیونیسم به یک هواپیمای غیر نظامی کشور هیچ عکس العملی نشان نداد؟
آیا نباید به هنگام پرواز هواپیمای غیر نظامی حامل کمک های انسان دوستانه با توجه به شرایط جنگی آسمان یمن این هواپیما توسط جنگنده های ایرانی اسکورت می شد؟
فرمانده سلحشور و شجاع نیروی دریایی می گوید کسی نمی تواند به رزم ناوهای ما در خلیج عدن اخطار بدهد ! و ما مقتدرترین نیروی دریایی در منطقه هستیم. سایر فرماندهان هم بارها فرموده اند حتی اگر آمریکا مرتکب خطا بشود و تهدیدات خود را علیه جمهوری اسلامی به منصه عمل برساند پشیمان خواهد شد و اگر رژیم صهیونیستی گلوله ای به طرف جمهوری اسلامی شلیک کند از صفحه روزگار حذف خواهد شد!
اخیرا یکی از فرماندهان سلحشور سپاه گفته بود که آنقدر موشک داریم که برای انبار کردن آنها جا کم آورده ایم! 
جای سوال است که جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین قدرت نظامی جهان پس از آمریکا و روسیه و یکی دو کشور دیگر جهان چرا مشت محکمی به دهان عربستان صهیونی که اقتدار ایران را به چالش کشیده است نمی زند؟ 
عربستان سعودی بر علیه منافع حیاتی چمهوری اسلامی در سوریه،بحرین،لبنان،عراق و یمن سرگرم اقدامات نظامی وحشیانه است و اکنون با جسارت به هواپیمای ایرانی تعرض می کند! آیا باید در برابر این هل من مبارز طلبی ها سکوت کرد و به تدکر به کاردار عربستان اکتفا کرد؟ 
با شناختی که از فیزیولوژی جانوری سعودی ها هست، این جانوران سکوت جمهوری اسلامی و نجابت دولتمردان انسان دوست و سیاستمداران باگذشت و مردمی و اهل تعامل و مدارای کشور را به حساب ضعف ایرانیان خواهند گذاشت و به اصطلاح غیر دیپلماتیک و عامیانه پر رو تر خواهند شد!
جمهوری اسلامی نباید به حکام یهودی عربستان سعودی رو بدهد و جادارد همان بلایی را که سر آمریکا آورد سر عربستان هم بیاورد!
می گویند مردی وارد روستایی شد و از روستاییان خواست اشربه و اطمعه و خوردنی های لذیذ برایش بیاورند و آنها را تهدید کرد که اگر به دستورات و خواسته هایش عمل نکنند با آنها همان خواهد کرد که با اهالی ده پایینی کرده است!
روستاییان که وحشت کرده بودند به خواسته های نا بجای مردک خالی بند عمل کردند و چون خالی بند از خوردن و آشامیدن فارغ شد از او پرسیدند که اگر ما تهدیدات تو را جدی نمی گرفتیم با ما چه می کردی و با روستاییان ده پایین چه کردی؟
خالی بند جواب داد هیچ ! 
چون اهالی روستای پایین به خواسته های من توجه نکردند، ده آنها را ترک گفته و سراغ شما آمدم و اگر شما هم برایم تره خرد نمی کردید و به خالی بندی من اهمیت نمی دادید روستای شما را ترک گفته و به ده بالایی مراجعه می کردمی!!
خودم هم نفهمیدم این حکایت چه ربطی به موضوع مطلب من داشت؟! اگر کسی فهمید مرا هم مطلع کند ...
دست آخر اینکه مثل معروفی هست که بعضی کلماتش خلاف ادب است و ما به اجبار در آن دستکاری مختصری انجام می دهیم، می گوید کسی که به ما نگفته بود، سعودی لب دریده بود !!
خودتان اصل ضرب المثل را از بغل دستی بپرسید !