جمعه

فشار مالیاتی در شرایط رکود !


در دوران زمامداری هشت ساله حاج دکتر احمدی نژاد که برابر با تمام تاریخ صد ساله کشف و استخراج نفت، ایران در آمد داشت معلوم نشد چه بلایی بر سر هشتصد میلیارد دلار درآمد ارزی کشور آمد که امروزه دولت حاج آقا روحانی برای گذران امور جاری خود دچار مشکل است !
به قول معروف کفگیر به ته دیگ خورده و دولت محترم که دیواری کوتاه تر از دیوار مردم دم دستش نیست علاوه بر گران کردن چند باره بهای آب و برق و گاز و تلفن و انواع عوارض نوسازی و زیرسازی و روسازی و خودسازی ( ! ) فشار مالیاتی را بر اصناف و پیشه وران و کسبه خرده پا و مالکان ساختمان ها و غیره و ذالک مضاعف کرده است که در نهایت این فشار سبب گرانی بیشتر و انتقال فشار به گرده مصرف کننده و اقشار کم در آمد و آسیب پذیر خواهد شد!
دریافت مالیات از خانه های خالی از کارهای غلطی است که بهای مسکن و اجاره خانه را افزایش خواهد داد.
در شرایطی که بازار مسکن در رکود کامل به سر می برد و مشتری وجود ندارد (مردم قدرت خرید ندارند !) پر واضح است آپارتمان های ساخته شده به فروش نمی روند و خالی می مانند وگرنه کدام سازنده ای است که بر خلاف علم اقتصاد سرمایه خود را فریز کند و ساختمان خود را بلااستفاده بگذارد تا کهنه شده و از رونق بیفتد ؟!
دریافت مالیات از خانه فروش نرفته در حقیقت تنبیه سازنده مسکن و موجب خروج او از تولید و بازار مسکن خواهد بود، و کسانی هم که به اجبار این مالیات را بپردازند صد البته موقع فروش روی قیمت ملک کشیده و در نتیجه مصرف کننده متضرر خواهد شد !
افزایش چشمگیر مالیات تولیدی ها و کسبه و اصناف و پیشه وران هم در این شرائط رکود بازار که به علت کاهش شدید قدرت خرید عامه مردم بوجود آمده ، در حقیقت مجازات مضاعف این جماعت است. چون در شرائطی که درآمدشان کاهش یافته باید مالیات بیشتری بپردازند ! ( بخصوص کسبه و پیشه وران جزء که به علت رکود و نبود رونق کسب و کار در تامین معیشت خودشان هم درمانده اند تا چه رسد به تامین مخارج دولت بپردازند ! ) 
راه بهتر آن بود که دولت با همکاری قوه قضائیه گریبان غارتگران بیت المال و دزدان یقه سفیدی را که دهها هزار میلیارد معوقات بانکی را پس نمیدهند و اختلاس کنندگان و چپاولگران را می گرفت و ثروت های غارت شده در سال های ماضی را به خزانه بر می گرداند !
مسئولین می گویند بابک زنجانی جای پول ها را نشان نمی دهد !
همین یک فقره چهارمیلیارد دلاری را که بابک زنجانی و حامیان و کارگردانان پشت پرده اش خورده اند پس بگیرید لازم به فشار به اصناف و کسبه و مغازه داران خرده پا نیست !
در پایان پیشنهاد می شود حالا که نمی توان جلوی غارتگران اقتصادی را گرفت و هر روز خبر تازه ای از غارت و اختلاس و سوء استفاده های کلان مالی منتشر می شود حداقل دولت به اختلاس و چپاول مالیات ببندد و از یقه سفیدهایی که چند هزار چند هزار میلیارد تومان دارایی بانک ها را می خورند و یا اختلاس و زد و بند می کنند درصدی مالیات قانونی ( ! ) اخذ کند و به برادران دزد و غارتگر مفاصاحساب مالیاتی بدهد !!

مامور 00 زیر صفر ( جیمزباند ساخت داخل !! )




" تعبیر وارونه یک رویا " نام یک سریال وارونه از فریدون جیرانی بود که ظاهرا به منظور نشان دادن اقتدار و عظمت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی و اشراف مثال زدنی آنها به نقشه ها و توطئه های استکبار محلی و منطقه ای و جهانی ساخته شده ، اما باید گفت که این سریال حتی سه ریال هم نمی ارزد !!
در واقع نمایش این سریال که می خواست قدرت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در مبارزه با دو جاسوس و تروریست پیر و از کار افتاده صهیونیست ( یک پیرزن و یک پیرمرد بیمار و درب و داغان ! ) و دو تروریست منگل و عقب افتاده ذهنی و اسیر احساسات شخصی ( یک دختر از خانه فرار کرده و یک جوان کم هوش و نیمه منگل هموطن ! ) را نشان بدهد به خاطر بی اطلاعی سناریست از روش کارهای اطلاعاتی و امنیتی و شخصیت کارشناسان و ماموران سیستم، نتیجه عکس داده و سریال مضحکی برای شوخی و خنده تماشاگران از کار درآمد !
اندیشمندان و قدما و عقلا گفته اند بهترین راه خراب کردن یک شخص حقیقی یاحقوقی و یا یک تشکیلات دفاع بد و تبلیغ وارونه است ! ( شاید به همین خاطر اسم این سه ریال را تعبیر وارونه گذاشته اند ! ) 
در جمهوری اسلامی گفته می شود نیروهای جان بر کف وزارت اطلاعات ( سربازان گمنام ) دارای چنان اقتداری هستند که " ریگی " را در هوا شکار می کنند و پائین می آورند و به دست عدالت می سپارند، حتی گفته میشود دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در ردیف یکی دو دستگاه اطلاعاتی اول جهان است !
حتی در زمان دستگیری " ریگی " در داخل هواپیمای قرقیزستانی و پائین آوردن هواپیما در خاک ایران خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی آذعان کرد که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایران در منطقه برتری مطلق و دست بالا را دارند؛ اما در این سریال ( که سه ریال هم نمی ارزد !! ) کارگردان سعی دارد نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی را آدم هایی غرق در مشکلات خانوادگی، افرادی ساده لوح، پرخور و شکمباره و بی تعهد به حفظ اسرار امنیتی ( که مسائل حساس مرتبط با امنیت ملی و کشور را با افراد خانواده در میان می گذارند ! ) نشان بدهد که دسته جمعی از یک دختر جوان فراری از خانه که توسط موساد اجیر شده رودست می خورند !
مامورانی دست و پا چلفتی که چند نفری در حال شنود و تعقیب و مراقبت و پشت سر سوژه هستند و دختر جوان تروریست پی در پی افراد را می کشد و میرود جلو!
تمام صحنه ها و رویداد ها فکاهی است مثلا در یک جا مامور ارشد اطلاعاتی تازه داماد خود را با نهایت عصبانیت تشر میزند که چرا برخلاف اصول امنیتی توقف کرده و شیشه اتومبیل را پائین داده است، و در صحنه ای دیگر مامور آموزش دیده و کار کشته اطلاعاتی همین عمل خلاف را انجام می دهد !
یا جاسوس نفوذی در سازمان انرژی اتمی ( محسن روانبخش ) دستش رو شده و برای دستگاه اطلاعاتی کشور مسجل شده که از سازمان انرژی هسته ای جاسوسی کرده و آنوقت اجازه می دهند از کشور خارج و با همسر دوم به فرانسه برود !
دستگاه اطلاعاتی بورکینافاسو هم این کار را نمی کند ( چون تضمینی برای بازگشت او نیست )
در دوران جنگ سرد و رقابت شدید آمریکا با اتحاد شوروی ساختن فیلم های جاسوسی ( اطلاعاتی - امنیتی ) توسط هالیوود یکی از وسایل عمده تبلیغات علیه اتحاد شوروی بود و وزارت امور خارجه آمریکا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIA کمپانی های سازنده این فیلم ها را پشتیبانی مالی و فکری می کردند و هدف این بود که به جهانیان برتری اطلاعاتی و اقتدار امنیتی و عملیاتی آمریکا را تلقین کنند تا مردم جهان تصور کنند آمریکائی ها انسان هایی استثنائی و شکست ناپذیر هستند که بر تمام تحولات اطلاعاتی - جاسوسی و امنیتی دنیا اشراف و تسلط کامل دارند و یک نفر آمریکائی قادر است یک تنه با ماموران سازمان اطلاعاتی و امنیتی ابرقدرت شوروی KGB در بیفتد و دستگاه KGB را فشل و ماموران آنها را نابود و نقشه های آنها را نقش بر آب کند !
همچنین انگلیسی ها یک سری فیلم های جاسوسی تحت عنوان : " جیمز باند مامور 007 " ساختند که به خاطر به کار گیری تروکاژ ها و تکنولژی پیشرفته و استفاده از نویسندگان و سناریست های مطلع از امور اطلاعاتی و جاسوسی ( تحت نظارت " یان فلمینگ " جاسوس کهنه کار سازمان اطلاعاتی انگلستان MI6 کار می کردند ) موفقیت جهانی پیدا کرد و نام دستگاه اطلاعاتی انگلستان را به عنوان برترین سازمان اطلاعاتی عملیاتی دنیا تثبیت کرد.
اما در جمهوری اسلامی بودجه عظیمی را در اختیار یک کارگردان فیلمفارسی ساز داده اند تا با نشان دادن افرادی ساده لوح و عصبی و گرفتار مسائل خانوادگی و پرخور که از کوچک ترین آموزش های مرتبط با مسئولیت خود بی بهره ا ند موجبات وهن سربازان گمنام و نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی و خنده و تفریح مردم فراهم گردد ! ( سرپرست تیم، سوژه تحت تعقیب و مراقبت را به اتاق بازجوئی می آورد و کل ماجرا را برایش تعریف می کند، بعد هم او را می فرستد برود تا موضوع را به دختر همکارش لو بدهد و باعث لو رفتن کل قضیه و کشتار های بعدی شود - ما که خیلی خندیدیم !! )
دست پخت فریدون جیران ( تعبیر وارونه یک رویا ) نمایش وارونه اقتدار نیروهای اطلاعاتی و سربازان گمنام و در حقیقت مجموعه ای از سوتی دادن ها و اشتباهات نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی بود که مانند یک مجموعه نمایشی فکاهی ( از نوع نمایش های مستر بین ! ) باعث انبساط خاطر و تفریح و خنده تماشاگران شد !!
جیمز باند ایرانی این سه ریال ( ! ) شخصی به نام امیر جعفری است که سابقه بازی در فیلم ها و سریال های فکاهی اش دو چندان بر تفریح و خنده بینندگان می افزود، بویژه اغراق در عصبانیت و اشتباه گرفتن چهره جدی با چهره ای عصبی و پرخاشگر !
سراسر و دقیقه به دقیقه این سریال مضحک قابل انتقاد است.
در بیشتر صحنه ها بارندگی شدید نشان داده می شود، آنهم در تهران بی باران و غرق در خشکسالی !
در بخش پایانی سریال جیمزباند جمهوری اسلامی ( مامور دو صفر زیر صفر ! ) کارت شناسائی و مدارک و اسلحه خود را تحویل رفیق بازنشسته خود می دهد و پای پیاده از طریق کوه و تپه و ماهور رهسپار ارمنستان می گردد و پس از چند روز راهپیمائی بدون برخورد با ماموران مرزی و مانع و رادعی وارد خاک کشور بیگانه شده و بدون داشتن گذرنامه و ارز خارجی با دست بلند کردن جلوی یک اتوبوس عبوری ( اتو استاپ ) سوار شده و وارد پایتخت این کشور می شود !
این قسمت توهین به شعور مخاطب است !
مگر رفتن به یک کشور خارجی رفتن از کرج به ساوجبلاغ است که گذرنامه و ویزا لازم نداشته باشد و بتوان بدون عبور از گذرگاه های رسمی وارد خاک یک کشور بیگانه شد؟!
این آقای کارگردان ( آقا فریدون ) دیده در سری فیلم های جیمزباند، از مامور 007 کارهای محیرالعقولی بر می آید خواسته انجام کارهای خارج از توان انسان توسط مامور دو صفر زیر صفر فیلم خود را با راهپیمائی در کوه و بیابان و تپه و ماهور آنهم با کت و شلوار و کفش معمولی نشان دهد ( ! ) و به همین خاطر جیمزباند ایرانی پای پیاده چند روز بدون احساس خستگی در کوه و کمر راه میرود و خود را به کشور ارمنستان می رساند ! ( باور کنید قاطر هم این توانائی را ندارد، شتر شاید ! ) 
از ضعیف نشان دادن و وهن سربازان گمنام و دستگاه اطلاعاتی که بگذریم نوبت به توهین به سازمان انرژی اتمی میرسد !
ما تا به حال شنیده بودیم در این سازمان فاخر جمهوری اسلامی نخبگان و دانشمندان و فرهیختگان مشغول کار هستند اما در سریالی که آقافریدون ساخته مشاهده می شود افرادی بی ایمان و منفعل و عاشق مسلک و سست بنیان استخدام شده اند که مانند نوجوانان احساسی دنبال عشق و عاشقی و امور خاله زنکی هستند !
در سازمانی که بالا ترین ضریب امنیتی را دارد و در گذشته کارشناسان آن موفق شده اند به سادگی میکرو چیپس های ویرانگر کار گذاشته شده توسط سرویس های بیگانه در قطعات وارداتی به نیروگاه اتمی و تاسیسات اتمی را کشف کنند کارمند جاسوس عاشق پیشه ( محسن روانبخش ) به سادگی و راحت و آسوده وسایل جاسوسی را به داخل سازمان می برد و فلاش مموری را به کامپیوتر رئیس خود وارد می کند و اطلاعات کامپیوتر را تخلیه کرده و با خود از اداره خارج می کند !
ایضا سازمان انرژی اتمی آنقدر بی در و پیکر است که هر کس بخواهد شب و نصفه شب وارد و خارج می شود و حتی نگهبانی هم وجود ندارد که سوال و جوابی بکند! ( در حالی که حتی در ایستگاه های اتوبوس شرکت واحد هم چند مامور امنیتی و نگهبان وجود دارد تا خدای ناکرده کسی بدون کارت زدن وارد نشود ! )
چه خوب بود آقا فریدون جیران به ساخت همان فیلمفارسی های گذشته اکتفا می کرد و دامنه خرابکاری هایش را به تلویزیون نمی کشاند و یا حداقل قبل از ارتکاب این فیلم دو سه تا فیلم مشابه خارجی خوش ساخت را تماشا می کرد و یک حداقلی را یاد می گرفت !
فیلم خارجی پیش کش ! حداقل : " روز شیطان " یا به " رنگ ارغوان " ساخت داخل را می دید و چیزی یاد می گرفت !

نخریدن خودروی بی کیفیت گران = همکاری با ضد انقلاب !!



حاج ممد رضا نعمت زاده ( وزیر صنعت و معدن و تجارت و قس علیهذا ! ) که گفته می شود رکورد دار عضویت در هیئت مدیره های شرکت های گوناگون دولتی و خصوصی و در عین حال از صاحبان عمده صنایع کشور است؛ اخیرا طی اظهارات مشعشعی نسخه جدید قضائی تهدید آمیزی برای امت همیشه در صحنه پیچیده و راه اندازی کمپین نخریدن اتومبیل صفر بی کیفیت و گران قیمت ساخت داخل ( فرقون !) را خیانت و عملی ضد انقلابی و خلاف مصالح ملی ارزیابی کرده است ! 
خدا را صد هزار مرتبه شکر " نعمت " زاده که در طول سی و هفت سال عمر جمهوری اسلامی از نعمات زیادی برخوردار شده قانونگذار و مقام قضائی و یا مامور اجرای اعدام نیست ( ! ) والا از فردا هرکس از خرید خودروی ساخت داخل امتناع می کرد به جرم همکاری با استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی و ام ، آی ، 6 و اقدام علیه منافع ملی (منافع گران فروشان !) و تبلیغ علیه نظام و دبیرستان نظام و پیاده نظام دستگیر و در ملاعام از جرثقیل آویزان می شد !!
* حاج نعمت عزیز ! خدایی خودت حاضری از اتومبیل لوکس و آبرومند مدرن و ایمن دارای تکنولوژی روز جهان پیاده بشی و یکی از این اتول های حادثه ساز وطنی گران قیمت را زیر پا بندازی و یا اشهدت رو بخونی و با آن به جاده بزنی و به مسافرت بروی ؟!
اقدام علیه منافع ملی اقدامات کسانی است که پول فروش نفت را به کارخانجات تولید اتومبیل های بی کیفیت و عقب افتاده وطنی تزریق می کنند تا آنها بر اساس پلت فورم اتومبیل های چهل - پنجاه سال قبل کره جنوبی و فرانسه چهارچرخه ای مشابه اتومبیل را به امت همیشه متضرر حقنه کنند !
این اتومبیل های تولیدی کوچکترین امکان رقابت با اتومبیل های خارجی، حتی اتومبیل های بی کیفیت چینی، را ندارند و هرچه تولید می شود در بازار داخلی مصرف می گردد که نتیجه آن مصرف بالای سوخت در کشور و افزایش آمار بالای حوادث رانندگی و آلودگی هوا می باشد . . .
خیانت و ضربه زدن به منافع ملی این است که با هزینه تولید سه دستگاه بی، ام، دبلیو و چهار دستگاه تویوتا یک دستگاه فرقون تولید شود که کیفیت آن از بی کیفیت ترین اتومبیل های چینی کمتر و قیمت آن از بهترین اتومبیل های اروپائی بیشتر باشد !
از این حرف ها گذشته کوچکترین و کم ترین حق یک انسان حق انتخاب در خریدهای شخصی است !
حتی وزیر صنعت و معدن و تجارت و بقیه امور کشور دوست و برادر کره شمالی هم تا بحال به امت همیشه در صحنه کره شمالی چنین حرفی نزده است !
باعث تاسف است در جمهوری اسلامی که به برکت انقلاب همه نوع آزادی های سیاسی و اجتماعی از آزادی قلم و بیان و شرکت در اجتماعات گرفته تا مخالفت با دولت و تشکیل حزب و فعالیت های آزاد سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و تشکیل سندیکا و اتحادیه و مشارکت عامه مردم حتی مخالفان حکومت در سرنوشت کشور وجود دارد یک وزیر کابینه حق انتخاب و خریدن و یا نخریدن اجناس و کالا ها را از مردم سلب کند و گزک به دست احمد شهید و سازمان های حقوق بشری بدهد تا مورد جدیدی به لیست بلند بالای زیر پا گذاشتن آزادی های فردی و اجتماعی در جمهوری اسلامی اضافه کنند !!
با این فتوائی که حاج نعمت داده از فردا پس فردا علاوه بر دستگیری صاحبان آنتن های ماهواره و نصاب های ماهواره و روزنامه نویس ها و بد حجاب ها شاهد دستگیری مردم به جرم خرید نکردن اجناس و کالاهای گران و بی کیفیت هم خواهیم بود !!
در رژیم سابق پس از افتتاح کارخانجات ایران ناسیونال ( سازنده پیکان ) شعار اقتصادی دولت هویدا این بود : " به امید آنکه هر ایرانی یک پیکان داشته باشد! " 
اکنون با توجه به اظهارات حاج مهندس نعمت زاده باید این اصلاح شده و گفته شود: " هر ایرانی که اتول ساخت داخل را تحریم کند و نخرد باید به این امید باشد که دستگیر و به جرم اقدام علیه منافع ملی آویزان خواهد شد ! " 
به امید آویزانی عموم !!

نصیحت به حاج آقا !

ای که حاجی شده ای رند و طمع کار نشی
سعی کن حقه ترین حاجی بازار نشی
ده تومن را نفروشی مثلا صد تومان
با کلک صاحب دارایی سرشار نشی 
نرخ کالای خودت را نبری هی بالا
مال مردم نخوری،کهنه رباخوار نشی !
مال آن را که فروشد به تو از استیصال
نزنی توی سرش،مفت خریدار نشی 
نکنی باد به خود چون شده ای حاج فلان !
گر کنی باد به خود،حاجی دیندار نشی 
بی جهت هی نزنی بر همه کس زخم زبان
اندر این مرحله چون عقرب جرار نشی !
سابقا گر شدی از راه کلک صاحب پول
سعی کن باز در این دام گرفتار نشی !

سلطان محمود ناصرالدین نژاد !



حاج آقا ایمن آبادی ( نماینده مجلس جمهوری اسلامی ) با اشاره به خریداری شدن هزار و چهارصد و سی سکه طلا در دوران وزارت علوم حاج کامران دانشجو ( وزیر علوم حاج دکتر احمدی نژاد ) می گوید : " . . . در گذشته وزرایی داشتیم که عین دوران قاجاریه رفتار می کردند !
سکه های طلا را در سینی می ریختند و آن را در مجالس و جشن ها جلوی افراد نگه می داشتند تا هر کس سکه ای بردارد. باید با آنها برخورد شود تا هوس بازگشت به حکومت را نداشته باشند ! " 
( شایان ذکر است روش توزیع سکه به سبک دوران قاجاریه به زندان ها هم سرایت کرده و هفته قبل در زندان اوین از مهدی هاشمی - پسر حاج آقا رفسنجانی - هم تعداد زیادی سکه طلا کشف شد ! )
همچنین حاج مرتضی بانک ( معاون نهاد ریاست جمهوری ) می گوید : " چهل و دو میلیارد تومان تنها در عرض سه سال سکه طلا خریده بودند ! " 
معاون نهاد ریاست جمهوری اضافه می کند : " چهل و دو میلیارد تومان رقم کمی نیست که در عرض سه سال هفتاد و چهار هزار سکه از اعتبارات نهاد ریاست جمهوری خریداری شود ؟! "
* حاج آقا بانک طوری از حیف و میل چهل و دو میلیارد تومان صحبت می کند که انگاری چهل و دو میلیارد دلاره !!
مرد حسابی برو سر اصل مطلب و ببین در دوران حکومت سلطان محمود ناصرالدین میرزا چه بلایی سر هشتصد میلیارد دلار پول فروش نفت آمده است ؟!
به گفته وزیر نفت و مسئولین قضائی حدود چهار میلیاردش را زنجان بابکی برده است، بقیه اش را چه کسانی برده اند ؟!
چهل و دو میلیارد تومان پیش ارقام چند صد میلیارد تومانی و چند صد میلیون دلاری و چهار میلیارد یورویی و اختلاس شش هزار میلیاردی و بیست پنج هزار میلیاردی و سایر ارقام درشتی که تا بحال گندش در آمده است حکم انعام شاگرد و پول چایی و به اصطلاح دله دزدی را دارد !!





سه‌شنبه

" کلید " گم گشته و در وا نمیشه !!



" حاج حسن " وعده و گفتار فراموش مکن 
داده ای وعده بسیار ، فراموش مکن !
چشم خود مردم بی کار به تو دوخته اند
بهر این منتظران کار فراموش مکن !
دل مردم بود از مشکل مسکن خونین 
حل این مشکل خونخوار فراموش مکن 
بعد یک عمر گرفتاری و بی کاری و فقر
دیگر این خلق گرفتار فراموش مکن !
چشم دارند به تو ، مردم بیجار و مرند
اهل داراب و ری و لار فراموش مکن 
می کند باز گرانی در این ملک بیداد
حق مظلوم خریدار فراموش مکن !
مشکل امر ترافیک بسی جانکاه است
هست هر چند که دشوار،فراموش مکن 
سبب این همه ادبار فساد است فساد
اندر این مرحله پیکار فراموش مکن
توطئه می کنند اکنون به هر گوشه نهان 
بگشا قفل هر انبان،فراموش مکن ! 
زود کن خلع ید از سلطه فامیل بازان 
بر تو باشد همه انظار فراموش مکن 
خون ملت بمکیدند چو " زالو " و کنون 
دفع این جمع تبهکار فراموش مکن ! 
باز محتاج دو صد تصفیه باشد کشور 
راندن مردم عیار فراموش مکن ! 
کیفر عنصر خائن نرود از یادت 
اجر مامور فداکار فراموش مکن 
باش هوشیار که از خصم تلنگر نخوری
مثل " فتنه بیدار " فراموش مکن 
بی هواداری ملت شوی آسیب پذیر 
قدرت خلق تو زنهار،فراموش مکن !

همه گزینه ها زیر میز است !


برعکس حجم وسیع تهدیدهای نظامی و استفاده از تغبیر کلیشه ای : " همه گزینه ها روی میز است ! " به نظر می رسد به دلایل زیاد همه گزینه ها از اول هم زیر میز بوده است !
روزنامه آمریکائی واشنگتن تایمز هفت دلیل برای زیر میز بودن همه گزینه ها، بویژه گزینه نظامی، را فهرست کرده است.
دلیل اول منتفی بودن استفاده از گزینه نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران این است که این توافق به طور شگفت آوری کشورهای اروپائی را وادار می کند تا فناوری و آموزش لازم را برای دفاع از تاسیسات و زیر ساخت های هسته ای ایران علیه عملیات خرابکارانه و جنگ سایبری را به این کشور بدهند. دوم؛ با توجه به صفر شدن زمان دستیابی ایران به بمب هسته ای، که مورد اذعان آمریکائی ها قرار گرفته، ایران احتمالا همین حالا به حداقل یک یا چند سلاح هسته ای دست یافته است.
سوم؛ تهران ( در زمان این توافق ) فرصت کافی برای تقویت تاسیسات فعلی زیر زمینی و ساخت مدل های جدید تر و مستحکم تر را خواهد داشت که حتی در برابر بمب های عظیم سی هزار پوندی سنگر شکن نیز مقاوم باشند !
پس باز هم گزینه نظامی بی فایده خواهد بود .
دلیل چهارم این است که در حال حاضر روسیه در حال تحویل سامانه های موشکی ضد هوائی به روز شده S - 300 به ایران است که این سامانه ها می توانند جدید ترین هواپیماها و جنگنده های آمریکا را هدف قرار دهد. پس حمل بمبی هر چند قوی در برابر آنها بی فایده است.
پنجمین دلیل این است که توافق هسته ای به ایران اجازه می دهد تا توسعه و تولید برنامه موشک های قاره پیمای خود را ادامه دهد که از ملزومات حمل بمب هسته ای می باشند. ایران اکنون موشک هائی دارد که می تواند اسرائیل را هدف قرار دهد ولی طی ده سال آینده قادر خواهد بود تا به آمریکا نیز حمله کند !
ششم اینکه آزاد شدن صد و پنجاه میلیارد دلار دارایی های ایران، این کشور را قادر می سازد تا قدرت نظامی خود را افزایش دهد. همچنین این یعنی صدها هزار موشک دیگر برای حزب الله لبنان، حماس در غزه و حوثی ها در یمن !
پس انتقام گرفتن و ضربه زدن به حامیان آمریکا در منطقه در ده سال آینده بیشتر خواهد شد و حمله آمریکا به ایران را دشوارتر از قبل می کند.
هفتم اینکه این توافق، تحریم های بین المللی ضد ایران را برطرف می کند و بدون در نظر گرفتن اینکه کنگره آن را رد یا تصویب کند، آمریکا دیگر قادر نخواهد بود تحریم جدیدی علیه ایران وضع کند زیرا این توافق که الان به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسیده از آن جلوگیری می کند. پس باز هم آمریکا نمی تواند اثر واقعی بر ایران بگذارد.

تولید ثروت و صاحب زمین شدن مستضعفین و فقرا !


بهمن ماه پنجاه و هفت که بساط سلطنت پهلوی جمع شد و حکومت اسلامی رتق و فتق امور کشور را در دست گرفت یکی از جرائم نابخشودنی که به خاطر آن افراد را می گرفتند و تحویل حضرت آیت الله خلخالی جهت اعدام می دادند داشتن ثروت اعم از پول زیاد در حساب بانکی و یا به صورت کارخانه و مستغلات و نظایر آن بود !
کارخانجات تولیدی و کارگاه های بزرگ صنعتی مصادره و اداره آنها به دست افراد نابلد و حتی بیسواد افتاد و یکی پس از دیگری تعطیل و نابود شدند.
برادران خیامی که نخستین کارخانه تولید اتومبیل خاورمیانه ( ایران ناسیونال ) را تاسیس کرده و اتومبیل اقتصادی و ارزان قیمت پیکان را تولید و برای چند هزار نفر ایجاد اشتغال کرده بودند متهم به آوردن صنعت مونتاژ به ایران و ضربه زدن به اقتصاد کشور شده و کارخانجاتشان مصادره شد.(البته چون در روزهای نخست تعویض رژیم در ایران نبودند از اعدام مصون ماندند !) 
کارخانه کفش ملی که توسط حاج آقا ایروانی، که از قضا آدم مذهبی و متدینی هم بود، همراه با منزل مسکونی او در کامرانیه مصادره شد.
کفش ملی در آن زمان با کیفیت عالی و بهای ارزان کفش هایی را تولید می کرد که به بسیاری از کشورهای جهان صادر می شد، حتی یادم هست که در فروشگاه های کفش در جمهوری های پانزده گانه شوروی کفش ملی می فروختند و بسیار مطلوب مشتریان بود و می گفتند از بس دوام دارد و پاره نمی شود پس از چند سال پوشیدن خود مصرف کننده خسته می شود و آن را با مدل جدیدی معاوضه می کند !
کارخانجات اتومبیل جنرال موتورز سازنده شورولت، بیوک و کادیلاک را مصادره و به تعطیل کشاندند و کارگران را بیکار ساختند (همین حاج آقا ربیعی که الان وزیر کار کابینه حاج آقا روحانی است کارگر جنرال موتورز بود که پس از انقلاب و تعطیلی جنرال موتورز از بیکاری جذب فعالیت های سیاسی شد و به معاونت وزارت اطلاعات رسید و حالیه دکتر ربیعی و وزیر کار است !) 
سخن کوتاه و اینکه درهر کارخانه و کارگاه بزرگ و کوچک جمعی از کارگران که ریش خود را بلند کرده و انجمن اسلامی تشکیل داده بودند از ورود صاحب و مدیر کارخانه و شرکت جلوگیری کرده و خود مدیریت را در دست گرفته بودند !
بسیاری از این کارخانه داران و تولید کنندگان اصلا و ابدا وابستگی به رژیم نداشتند و به اصطلاح ساده فقط کاسب بودند !
در ایران انقلاب اسلامی روی داده بود اما گروهی امثال بهزاد نبوی و همفکرانش که بیشتر در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (ژنریک مجاهدین مسعود رجوی !) گعده داشتند در آن شرایط پر التهاب اوایل انقلاب خود را به چپ زده و با در آوردن ادای بالشویک ها (!) اموال مردم را مصادره و اداره آن را به باندهای نزدیک خود می سپردند!
من چند روزی پس از انقلاب به ساختمان بزرگ و رفیع فروشگاه بزرگ ایران در خیابان شاه آباد (جمهوری کنونی) رفتم و مشاهده کردم از طبقه اول تا آخرین طبقه مملو از فرش ها و اشیاء گران بها و عتیقه جاتی است که از خانه اشخاص به اصطلاح طاغوتی جمع کرده اند !
جان کلام اینکه داشتن ثروت و مال و منال جرم بزرگی بود و برای آنکه در افکار عمومی قباحت ثروتمند بودن جا بیفتد مرتب توی بوق می کردند که حضرت علی علیه السلام امیرالمومنین فرموده است هرکجا مالی اندوخته شده است، در کنار آن حق انبوه مردم پایمال شده است !
با تاسی از شیوه ماکیاول و در پیش گرفتن روش : " هدف وسیله را توجیه می کند ! " اموال مردم مصادره و ملی شد و اداره کارخانجات و موسسات و شرکت ها و املاک و مستغلات مصادره شده به دست عده ای نورچشمی و سیاست پیشه و نابلد و بی کفایت افتاد و در نتیجه مملکتی که در حال تبدیل شدن به کشوری صنعتی بود به عصر ماقبل صنعت بازگشت !
یک نمونه عرض کنم : اداره یک موسسه بزرگ مطبوعاتی مصادره شده را داده بودند دست یک آدمی که قبلا کارگر حمام عمومی بود !! ( آقای عبدالرحیم جعفری موسس مظلوم انتشارات امیر کبیر شاهد این امر است )
به این ترتیب، ترتیب کارخانه دارها و کار آفرین ها و تولید کنندگان ثروت داده شد و بساط کار و تولید و ثروت جمع گردید !
بعد هم آمریکا و متحدان غربی اش در پیمان تجاوزکارانه آتلانتیک شمالی NATOبا تشویق نوکران و عوامل دست نشانده خود جنگ عراق علیه ایران را کلید زدند و سامان دادند و الباقی ثروت و دارایی های کشور هم به باد فنا رفت !
اکنون جمعیت جمهوری اسلامی بیش از دوبرابر ایران ثروتمند قبل از انقلاب شده ، نفس تولید داخلی در حال احتضار به شماره افتاده و وزیر کار (حاج آقا ربیعی - برادر عباد سابق) می گوید هر پنج دقیقه یک بیکار به خیل بیکاران اضافه می شود، با افزایش خشکسالی سیل مهاجرت از روستا به شهر در حال افزایش است، قیمت نفت به زیر چهل دلار رسیده و با رفع تحریم ها باز هم سقوط خواهد کرد و و و (مصیبت الی غیر النهایه !) 
در این شرایط ناگوار دولت که با کاهش بودجه و درآمدهای نفتی حتی از پس پرداخت چندر قاز یارانه بر نمی آید و قادر به پاس کردن مخارج جاری خود نمی باشد برعکس اظهارات اول انقلاب و برخوردهایی که با تولید کنندگان و ثروت آفرین ها شد، در مدح ثروت آفرینی می گوید و از بخش خصوصی ملتمسانه می خواهد وارد صحنه شده و به یاری دولت بشتابد !
متاسفانه بجز استثناهایی نظیر حاج آقا عسگراولادی (رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین) که دنبال وام ارزان گرفتن از بانک ها نیست و الحمدلله خودش در وضعیتی است که می تواند به بانک ها وام بدهد (!) دعوت دولت از کسانی که برای غارت آنچه باقی مانده دندان تیز کرده اند، مشکلی از اقتصاد ایران را حل نخواهد کرد.
در کجای دنیا دیده اید که دولتی به زور عده ای را سرمایه دار کند؟
به بانک ها تکلیف می کنند وام ارزان به متقاضیان سرمایه گذاری بدهند، پول موجود در بانک ها متعلق به سپرده گذاران (امانت) است، دولت حق ندارد اموال عمومی را به بهای ارزان به افرادی خاص بدهد. پول کالایی است که مانند هر کالای دیگری قیمت دارد، چرا بانک باید پول عموم مردم را با نرخ زیر قیمت بازار به عده ای خاص بدهد؟
در شهرهای صنعتی به عده ای که راه و چاه را بلد هستند زمین تقریبا مجانی واگذار می شود، و همین زمینی را که مفت گرفته اند گرو می گذارند و از بانک وام کلان می گیرند و آن را وارد چرخه دلالی و برج سازی می کنند و اصل آن را هم به بانک بر نمی گردانند و اگر رقم قابل اعتنا باشد به دوبی و کانادا و سایر مناطق امن منتقل می کنند !
این از راه های تولید ثروت در جمهوری اسلامی است که شخص با استفاده از روابط و یا فساد اداری بخشی از ثروت عمومی را به جیب می زند و ثروتمند می شود !
آمدند گفتند باید دولت از فعالیت های اقتصادی کنار بکشد و با های و هوی بسیار سرگرم خصوصی سازی شدند !
برای مثال وزارت نفت تصمیم به خصوصی سازی گرفت، عده ای از مدیران که خودشان موارد خصوصی سازی و سپردن کار مردم به مردم را تدوین و تصویب کرده بودند با حداکثر صد هزار تومان شرکتی تشکیل دادند و در حالی که پول کافی برای اجاره یک دفتر کار نداشتند در مناقصه دکل نفتی و حفاری فلات قاره و امثال آن شرکت کرده و صبح در اداره دولتی پیشنهاد شرکت کاغذی خود را که روز قبل از بیرون ارسال کرده بودند مصوب و تائید کرده و برنده قرارداد چند صد میلیون دلاری شدند !
خیلی جالب است مدیران و صاحبان شرکت های طرف قرارداد اکثر وزارت خانه ها، اکثرا مدیران سابق آن وزارت خانه هستند و یا برای رو نشدن دستشان یک نفر را ویترین قرار داده اند !!
در گذشته کسانی که دارای سرمایه بودند پول خود را می آوردند و در چرخه تولید قرار می دادند نظیر برادران خیامی که ابتدا در مشهد مغازه کوچک تعمیرات اتومبیل داشتند و سپس وارد کار لوازم یدکی اتومبیل شدند، بعد به تهران آمدن و در خیابان چراغ برق دفترکاری گرفتند و کار واردات لوازم یدکی را ادامه دادند و باتلاش و کوشش سرمایه لازم جهت تاسیس کارخانه ایران ناسیونال ( ایران خودرو کنونی ) را فراهم آوردند.
سرمایه داران سابق و کار آفرینان، اموال پدری و سرمایه خانوادگی و حاصل تلاش چند نسل خود را وارد چرخه اقتصادی می کردند، اما امروزه عده ای مفت بر که بعضی از آنها روزنامه و تریبون هم برای زمینه سازی و متقاعد کردن صاحبان امضا و تصمیم گیرندگان اقتصادی دولت دارند مرتب از نداشتن سرمایه در گردش می نالند، در حالی که دهها ملک با ارزش و ویلا در گرانترین نقاط تهران و حتی جهان دارند !
یک موقعی وزارت کشور ستاد بحران درست کرده بود و برای جلو گیری از تعطیلی واحدهای صنعتی و بیکار شدن کارگران به واحدهای تولیدی وام بلاعوض (وام بحران) می داد و عده ای مفت بر با ایجاد بحران ساختگی این وام را می گرفتند و حالشو می بردند در حالی که دهها ملک و مستغلات را در تهران به نام زن و بچه اشان کرده بودند !
بدین ترتیب همانطور که بسیاری هدف گذاری ها در تئوری صحیح به نظر می رسد، در اجرا به نفع عده ای ویژه خوار تمام می گردد و تولید ثروت که اکنون به ارزش تبدیل شده است در عمل تبدیل به تزریق ثروت به عده ای مفت بر و اقلیتی که به محافل قدرت دسترسی دارند شده است !
اخباری که همه روزه در مورد سوء استفاده های مالی و غارتگری های اقتصادی منتشر می شود دلیل ادعای راقم این سطور می باشد.
الان بیش از دوسال است که رسوایی های اقتصادی و مفاسد مالی که یک سر آن دولتی های بلند پایه و سر دیگر آن به اصطلاح فعالان اقتصادی (مفت بر ها و غارتگران نظیر زنجانی و ضراب) هستند از پرده بیرون افتاده و معلوم شده خواص و صاحبان " زور و تزویر " برای تولید ثروت منتظر توصیه و هدایت دولتمردان نبوده و حسابی حساب های بانکی خود را چاق کرده اند !
حال و حول چهارمیلیاردی زنجان بابکی، گم شدن دکل، فساد اقتصادی معاونان رئیس جمهور، گم شدن سه نفتکش مملو از نفت صادراتی، زمین خواری، کوه خواری، جنگل خواری، دریا خواری و هزار خوار . . . ی دیگر از جمله تلاش های آقایان برای ثروت آفرینی و چاق کردن حساب های ارزی و ریالی اشان است ! (آقایانی است که در موقع حرکت از روستاهایشان به سوی دارالخلافه پول کافی برای سوار شدن به اتوبوس نداشتند !)
تازه ترین خبر بهجت اثر در امتثال سیاست های دولت برای تولید ثروت و ثروت آفرینی پرداخت حقوق های چهل و هفتاد میلیارد تومانی به بعضی از مدیران شرکت تاسیسات دریایی است !
این شرکت هم از شرکت هایی است که توسط مدیران سابق شرکت نفت و در راستای خصوصی سازی تاسیس شده است و با پرداخت حقوق های هفتاد میلیون تومانی قدام به تولید ثروت (برای مدیران خود) کرده است !
به هر حال تولید ثروت در جمهوری اسلامی در سی و هفت سال گذشته به شدت و حدت ادامه داشته و عده قلیلی که در گذشته نه چندان دور به علت سوء تغذیه دچار راشیتیسم و کم بینائی بودند (هنوز هم آثار سوء تغذیه در سر و صورتشان مشهود است !) چنان به بهای فقیر شدن قاطبه ملت ثروتمند شده اند که ثروت بیل گیتس به چشمشان پول خرد می آید !!
فلک زمام امور را دهد به دست نادانان / تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس

پنهانکاری یکی از مقامات پاک دست و پا !


هر روز پرده جدیدی از روی شگردهای کلاشی مقامات پاک دست و پا ترین دولت جمهوری اسلامی (از زمان مادها تا امروز) کنار می رود و بوی گند مسئول دیگری مملکت را بر می دارد و مسئول جدیدی رازهای ناگفته فساد مالی و اقتصادی و اداری مسئول قبلی را افشا می کند !
یکی از زمین خواری در دویست و شصت هکتار اراضی گردنه حیران می گوید، و دیگری از تلاش کوه خواران برای تراشیدن دامنه دماوند و ساختن شهرک و برج و آپارتمان و ویلا در دامنه قله دماوند !
یکی از رواج شغل جدید دریاخواری در کیش و قشم و سواحل بندر عباس و دریای مازندران خبر می دهد، و دیگری خبر گم شدن سه نفتکش عظیم با میلیون ها بشکه نفت را می دهد !
هنوز سر و صدای گم شدن دکل های نفتی در گوش ملت است که خبر از هاپولی شدن فرودگاه قشم می دهند !
یکی از زمین خواری در قلب پایتخت اطلاع رسانی می کند و دیگری از مفسد جدید الکشف هفتصد میلیون دلاری خبر می آورد !
در حالی که معاونان دولت پاک دست در زندان هستند و عده دیگری در نوبت دستگیری و انتقال به اوین، بازار افشاگری هم گرم است و لحظه به لحظه ( آنلاین ! ) اخبار دزدی های کلان و سوء استفاده های مالی و فساد اقتصادی روی آنتن می رود، و امت همیشه در صحنه طوری به شنیدن اخبار مربوط به غارت بیت المال و جارو کردن خزانه بانک ها عادت کرده اند که اگر یک روز خبری نباشد و یا دیر پخش شود دسته جمعی خمار می شوند !
در تازه ترین خبر حاجیه خانم معصومه ابتکار ( از مبتکرین بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا ) رئیس سازمان بیخیال از حفاظت محیط زیست ( ! ) فاش کرده است در منزل یکی از مقامات دولت گذشته (احمدی نژاد آقا) پنجاه پرونده زمین خواری مخفی شده بود !
با توجه به اینکه در مورد سایر غارتگران نظیر حاج آقا خاوری رئیس کل سابق بانک ملی شدت عمل نشان داده شد و این مغزهای اقتصادی مجبور به خارج کردن پول های دزدی و خروج از کشور شدند، پیشنهاد می شود به این مسئول دولت گذشته که سنگر را ترک نکرده و در کشور باقی مانده و پنجاه پرونده زمین خواری را در منزل نگهداری کرده است یک حق العمل و هزینه نگهداری درست و حسابی و پر و پیمان داده شود تا صرف ویلا سازی در زمین های متصرفه کند !!

دوشنبه

وضعیت اجتماعی کشور از زبان منابع رسمی دولت !


مدیرکل اجتماعی وزارت کش ور (حاج آقا رضا محبوبی) در جلسه کار گروه استان تهران (شنبه سی و یک مرداد نود و چهار) آمار نگران کننده ای از وضعیت اجتماعی مملکت ارائه کرد !
راستیاتش ما اول فکر کردیم آمار دلخراشی که مدیرکل اجتماعی وزارت کش ور ( ! ) ارائه داده است مربوط به سودان جنوبی، سومالی یا سوریه جنگ زده و چه بسا کشور دوست و برادر گینه بیسائو است، اما از کما که در آمدیم دیدیم خیر؛ مربوط به جمهوری اسلامی است !
مدیرکل وزارت کشور در ابتدای این جلسه گفت : " این آمارها واقعا نگران کننده است و من نمی توانم بسیاری از آمارها را بیان کنم چون خبرنگار در جلسه حضور دارد ! " (نمونه ای از تعهد دولت به آزادی مطبوعات و گردش آزاد اطلاعات !)
بر اساس آمار بهجت اثری که مدیر کل اجتماعی وزارت کش ور در این جلسه اعلام کرد : 
* هجده میلیون ایرانی در سکونتگاه های غیر رسمی زندگی می کنند !
* تا پایان امسال جمعیت حاشیه نشین شهرها ( روستائیانی که به شهرها سرازیر می شوند ) به سیزده میلیون نفر خواهد رسید !
* در تهران از هر سه ازدواج یکی به طلاق می انجامد، و در کل کشور این آمار پنج به یک است !
* جمهوری اسلامی دو میلیون و دویست و سی هزار زن سرپرست خانوار دارد.
* سالانه دویست هزار آسیب دیده در تصادفات رانندگی داریم ! (در ردیف مجروحین یک جنگ بزرگ !) 
* سالانه ششصد هزار زندانی جدید وارد زندان ها می شوند !
* یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار نفر مصرف کننده الکل ( الکلی ) داریم، حتی آمار بیش از این است ! ( خدا را شکر که در جمهوری اسلامی مطابق شرع انور اسلام مصرف الکل حرام است، وگرنه آمار مصرف کنندگان الکل از تعداد امت همیشه در صحنه بیشتر می شد ! ) 
* معتاد جلوی خودروی پلیس مصرف میکند !
* اعتیاد جزو ده جرم نخست کشور است !
در همین جلسه آقای چیت چیان هم خبر بهجت اثر دیگری را به آمارهای شنیدنی مدیرکل وزارت کشور اضافه کرد و گفت : " شما یک سری به منطقه دوازده تهران بزنید که سیزده محله دارد. از محله عود لاجان تا دروازه غار . . .
متاسفانه در این محلات شاهد خرید و فروش بچه بودم؛ آنقدر وضع بحرانی است که بچه را در شکم مادر یک میلیون و هفتصد هزار تومان خرید و فروش می کنند !!
این مطالب تکان دهنده را مدیرکل امور اجتماعی وزارت کش ور در یک جلسه رسمی بیان کرده و البته چون خبرنگاران در جلسه بوده اند بنا به اظهار خودش خیلی چیزها را نگفته است !
جای آن دارد تلویزیون سرافراز ایران در کنار نمایش معضلات اجتماعی شرق و غرب و اکناف عالم و قاچاق کودک در شرق آسیا و مصرف مشروبات الکلی در غرب که بیست و چهارساعته در برنامه های خبری خود پخش می کند یک نگاهی هم به دروازه غار و سایر نقاط پایتخت و شهرستان های ایران داشته باشد !
به قول معروف کور خودمان و بینای دیگران نباشیم !!

رشد و ترقی چشمگیر بی سوادی در جمهوری اسلامی


حاج آقا عطاالله سلطانی صبور ( عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ) آمار داده است که در مملکت هفتاد و پنج شش میلیونی ایران حدود ده میلیون بی سواد وجود دارد !
حاج آقا صبور با اشاره به وجود نه میلیون و ششصد هزار بیسواد در ایران می گوید این رقم برای کشوری مانند ایران فاجعه محسوب می شود !
با آماری که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی داده است به زبان ساده یعنی از حدود هر هشت نفر ایرانی یک نفر بیسواد است! 
ما اول که این خبر را از لسان مبارک یکی از وکلای مجلس شنیدیم ذهنمان رفت به سراغ حاج آقا قرائتی رئیس نهضت سواد آموزی، و از خودمان یواشکی پرسیدیم پس این حاج آقا که سی و چند سال است بودجه کلانی گرفته تا به بی سوادها خواندن و نوشتن بیاموزد در این مدت چه می کرده، که با این روند بزودی تعداد بی سوادهای مملکت از کل جمعیت هم فراتر خواهد رفت؟!
اما خودمان ( بدون آنکه کسی کمکمان کند ! ) به اشتباهمان پی بردیم و فهمیدیم مردم عمدا و عالما نمی خواهند با سواد شوند و برای سواد آموزی پیش حاج آقا قرائتی نمی روند، و علت رشد آمار بی سوادها و عنقریب جلو زدن آنها از با سواد ها، خوشبختی و موفقیت بی سوادها در همه شئونات زندگی مادی و رفاهی و ترقی همه جانبه آنها است !
مردم وقتی می بینند اکثر فارغ التحصیلان دانشگاه هابیکار هستند و از پدر کارگر و یا بازنشسته خود پول تو جیبی می گیرند، و یا یک تحصیل کرده دانشگاه دیده، خیلی که شانس بیاورد و جایی استخدام شود نهایتا باید با یک حقوق اندک بخور و نمیر به سختی روزگار بگذراند، قید باسواد شدن را می زنند و سیره و روش زندگی بی سوادها را ملکه خود قرار میدهند !
باید گفت که شانس و امکان رشد و ترقی و رسیدن به سمت های بالا و دستیابی به قدرت و ثروت و مکنت برای بی سوادها صد البته بیشتر است و حتی در بعضی کشورها وزیر علوم و آموزش و پرورش هم سواد خواندن و نوشتن ندارند !
ما جوان که بودیم و جمعه ها میرفتیم لاله زار و کوچه ملی تا با یک بلیط دو تا فیلم ببینیم روی تابلوی ساندویچ فروش های لاله زار نوشته شده بود : " اول ساندویچ، بعد سینما ! " الان هم عزیزان باید توجه داشته باشند : " اول پست و مقام بالا، بعدا سواد خواندن نوشتن ! " 
در همین رسوائی های چند سال اخیر دیدید که بسیاری از عزیزان علیرغم نداشتن سواد خواندن و نوشتن دارای درجه دکتری ( فتوشاپی ) از سوربن و آکسفورد بودند! (حتی یکی از این بی سواد ها در دانشگاه چند سالی تدریس می کرد ! ) بسیاری هم بعد از آنکه مدیر و رئیس تشکیلاتی شدند از دانشکده زیر امر و نظر دستگاه تحت حاکمیت خود یک عدد دکتری می گیرند !
همانطور که می دانید بسیاری از دستگاه های دولتی و وابسته به دولت، یا شبه دولتی یک دانشکده هم برای تربیت کادر مورد نیاز خود تاسیس کرده اند و جالب اینکه افراد درس نخوانده در مدت ریاست و حاکمیت خود، از دانشکده تحت امر خودشان هم فارغ التحصیل می شوند !!
امیر ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به لطف و محبت یه باره دکتر شد !
بنابراین ما با نظر حاج آقا صبور که رشد بی سوادی در جمهوری اسلامی را فاجعه خوانده اند هم عقیده نیستیم، چون بی سوادی در این مملکت یکی از امتیازات پیشرفت و ترقی است !
تازه آنهایی هم که به اصطلاح با سواد محسوب می شوند با توجه به پائین بودن کیفیت آموزش در مملکت همچین با سواد هم محسوب نمی شوند !
یادم هست چند سال قبل خبرنگاری جلوی دانشگاه از تعدادی دانشجو در مورد فردوسی سوال می کرد، اکثرا می گفتند معماری است که میدان فردوسی تهران را ساخته است !
قدیما مثالی بود که مردم عامی می گفتند : " کچل ها خوش شانس هستند ! " حالیه با توجه به افتادن امور و جیفه دنیا به دست بی سوادها و نادانان باید گفت : " بی سوادها خوش شانس هستند ! " 
فلک دهد زمام امور را به دست نادانان / تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس !
در خاتمه باید بگویم اگر قرار است انسان با هزینه گزاف آموزش در این مملکت ( از جیب پدر بازنشسته ) درس بخواند تا پس از فارغ التحصیلی به علت نداشتن پارتی و وصل نبودن به دم افراد قدر قدرت بیکار و افسرده با سی سال سن همچنان نان خور پدر کارگر و یا بازنشسته باشد بهتر است این مخارج سنگین تحصیل را هم به خانواده تحمیل نکند و بیکار بیسواد باشد تا تحصیل کرده بیکار !!

پدیده ظریف !



ختم بخیر شدن مساله هسته ای و دور شدن خطر جنگ تا حدودی موجب خوشحالی مردم شده است و نام حاج آقا ظریف ( وزیر امورخارجه ) را در داخل و خارج مملکت رسانه ای کرده و بر سر زبان ها انداخته است، بطوری که اگر در گذشته شهر تاریخی اصفهان به خاطر وجود منار جنبان و سی و سه پل معروف بود و شناخته می شد امروزه اصفهان را به خاطر حاج آقا ظریف می شناسند !
من کاری به این که کدام طرف پیروز مذاکرات بوده و اینکه ما چه دستآوردی از این مذاکرات داشته یا نداشته ایم هم ندارم و فقط می خواهم بگویم در دنیای متمدن امروز و در قرن بیست و یکم انسان باید تربیت داشته باشد و درست صحبت کند، بویژه وقتی کسی به نمایندگی از یک کشور و یک ملت بزرگ سخن می گوید در واقع معرف فرهنگ و تمدن آن ملک و ملت است. 
در دوران حکومت حاج محمود دکتر احمدی نژاد با دنیا بد صحبت شد و نتیجه این بد صحبت کردن ( بی ادبی !) تحریم های همه جانبه و خرد کننده برای ایرانیان بود که ضرر و زیان های غیر قابل محاسبه ای برای کشور به ارمغان آورد که قابل جبران نیست. ( ادب آموز اگر می خواهی / که زمانه تو را ادب نکند ! )
ایستادن در پشت تریبون اجلاس سران کشورهای عضو سازمان ملل و صحبت کردن با گویش غیر دیپلماتیک ( چارواداری ! ) و یا در آمدن عبارات سخیف و بی ادبانه از زبان کسی که عنوان ریاست جمهور یک کشور و ملت را به دوش گرفته باعث وهن ایران و ایرانی شد !
آن ممه را لولو برد، آب را بریز اونجات ( ! ) دو کلمه از مادر عروس بشنو، و کاغذ پاره خواندن قطعنامه های سازمان ملل و عباراتی از این دست موجب شد جهان و جهانیان با دید منفی به جمهوری اسلامی که منادی اخلاق و ادب و فرهنگ در دنیا است نگاه کنند . . .
اما با رفتن حاج محمود دکتر احمدی نژاد و دارو دسته اش ( از جمله حاج متکی - وزیرخارجه محمود آقا احمدی نژاد ) ادب و متانت دیپلماتیک هم به دولت و وزارت خارجه بازگشت و حاج آقا ظریف که از نوجوانی در آمریکا زیست و تحصیل کرده و با تمدن و فرهنگ روز آشنا بوده و هست، و حاج آقایان عراق چی و تخت روان چی و کادر جدید وزارت خارجه که اکثرا سابقه سکونت و تحصیل و دوره دیدن در غرب را دارند گشاده رو، مودبانه و با متانت دیپلماتیک وارد مذاکره با غرب شدند و به هر حال بد یا خوب به کشمکش ها پایان دادند و به قول روضه خوان ها منبر را جمع کردند!
کار ظریف مرا به یاد نکته ظریفی در آداب کشور داری و روابط خارجی انداخت.
نکته ظریفی در آداب کشور داری و روابط خارجی است که اشتباه در گزینش فرستادگان اهل و دانا و آینده بین و نکته سنج، موجب بروز بسیاری حوادث و خون ریزی ها و جنگ های بی حاصل ویرانگر شده است ! 
از طرفی عکس آن هم صادق است. یک سفیر دانا و یک وزیر امور خارجه عاقل و با تربیت می تواند از بسیاری جنگ و جدل ها ممانعت کند. چون هر فرستاده ای جامع صفات یک ملت و چونی یک حکومت را نمایندگی می کند. حکیم بزرگ طوس در این خصوص می گوید :
به سوی توانا ، توانا فرست 
به دانا هم از جنس دانا فرست 
فرستاده را چون بود چاره ساز 
به اندرز کردن نباشد نیاز

فقر و بی عدالتی جاده صاف کن ورود امپریالیسم !

من همیشه گفته ام و نوشته ام که آمریکا در ایران رو دست خورد.
آمریکا وقتی مطمئن شد شاه دیگر امکان ماندن ندارد اوپوزیسیون متمایل به خود را حمایت کرد و قبول کرد نهضت آزادی و به اصطلاح ملی گرایان متمایل به غرب ( و به شدت ضد چپ ها و اتحاد شوروی ) روی کار بیایند و رژیم جدید در حوزه و حیطه منافع حیاتی غرب باقی بماند !
رهبر انقلاب اسلامی هم برای جلوگیری از برخورد ارتش شاه با مردم و زودتر به پیروزی رسیدن انقلاب مهدی بازرگان را به نخست وزیری گمارد که در حقیقت ژنریک دکتر شاپور بختیار با عیار بالاتر مذهبی بود !
بعد مساله ملاقات وابستگان دولت بازرگان با مقامات آمریکائی و بوس و کنارهای آنها با برژینسکی و دیپلمات های انگلیسی و آمریکائی پیش آمد و بازرگان رسما اعلام کرد انقلاب پایان یافته و روابط با غرب و آمریکا و متحدانش بر منوال سابق خواهد بود و . . .
اما ناگهان ورق برگشت و آمریکا که خوشحال بود تغییر رژیم با خوشی و خرمی پایان یافته و علیرغم رفتن شاه، جمهوری تازه تاسیس اسلامی همچنان تحت نفوذ و در دایره منافع حیاتی آمریکا مانده است رودست خورد و با استعفای بازرگان، در واقع بند نافی که ایران و آمریکا را به هم پیوند می داد گسسته شد !
افرادی تحت عنوان دانشجویان پیرو خط امام از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و دیپلمات های آمریکائی را گروگان گرفتند.
بازرگان و اعضای بلند پایه و متنفذ کابینه اش کوشیدند با رایزنی و ترساندن رهبران روحانی و مردم از عکس العمل آمریکا موجبات آزادی سریع دیپلمات ها و رفع تصرف سفارت را فراهم سازند اما رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به متصرفین اعلام کردند که خوب جائی را گرفته اید و محکم نگاه دارید.
همچنین در اظهارات قابل تعمق دیگری اظهار داشتند که این کار ( تصرف سفارت آمریکا ) انقلاب دوم است !
بازرگان که تصور نمی کرد روحانیون علاقه ای به مدیریت کشور و آمادگی این کار راداشته باشند با بلوف استعفا نزد رهبر انقلاب رفت تا امام خمینی را تحت فشار گذاشته و شرط ادامه کار خود و دولتش را آزادی گروگان های آمریکائی و رفع تصرف سفارت قرار دهد، اما رهبر انقلاب با استعفای او موافقت کرد و شورای انقلاب را که روحانیون برجسته ای نظیر آیت الله بهشتی، آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله رفسنجانی، آیت الله مهدوی کنی و عده دیگری از پیشگامان انقلاب بودند مسئول اداره کشور کردند و به این ترتیب کلاه بزرگی سر آمریکا رفت و از آمریکا در ایران قطع ید شد.
آمریکا از همان روزها به لطایف الحیل دنبال برگرداندن آب رفته به جوی بوده و هست و جمهوری اسلامی هم بخوبی می داند که آمریکا گروه خونش با گروه خون رژیم ایران نمی خواند و تلاش می کند جمهوری اسلامی را استحاله و گام به گام از درون و بیرون متلاشی کند.
اولین دلیل به آتش کشیدن و نابود کردن سوریه قطع نفوذ ایران در منطقه و نابودی راه ارتباطی ایران به جنوب لبنان است.
اولین دلیل تاسیس داعش توسط ترکیه و عربستان قطع نفوذ ایران در عراق و در آوردن حکومت عراق از دست شیعیان عراق است.
آمریکا با آنکه به خوبی می دانست ایران دنبال تولید سلاح هسته ای نیست و اصلا توان این کار را هم ندارد، هسته ای شدن جمهوری اسلامی را بهانه تحریم های غیر انسانی و خرد کننده قرار داد تا اقتصاد جمهوری اسلامی را متلاشی و مردم تحت فشار را علیه رژیم ایران بشوراند !
اکنون با به اصطلاح توافقنامه هسته ای به دنبال یافتن راه های نفوذ جدیدی است تا با ژست دوستی و بهبود روابط مسیر تازه ای برای نابودی جمهوری اسلامی بگشاید.
آنچه مسلم است و از تاریخ روابط امپریالیستی و نگاه از بالای آمریکا بر می آید، آمریکا نه می بخشد و نه فراموش می کند !!
اما باید توجه داشت هر چه ترفندهای آمریکا به روز و پیچیده، و هرچه لوازم در دست آن کارساز باشد تا زمینه داخلی برای تغییر و همراهی با آمریکا و نقشه هایش وجود نداشته باشد، موفق نخواهد شد.
یکی از موارد مهم و موثر در صاف کردن مسیر ورود بیگانگان و مسلط شدن آنها بر سرنوشت ملک و ملت وجود بی عدالتی و ستمگری در جامعه و کشور است که باعث می شود مردمان به سودای رهائی از ظلم و جور و جهل و جنایت به سوی بیگانگان آغوش بگشایند.
" ارسطو " خطاب به شاگرد جوان جهانگشای خود می گوید که : " ستم مایه کوتاهی عمر حکومت است. اگر پادشاهی از عدالت بیزاری جوید، ویرانی سرزمینش از بیداد حتمی است، چون اساس ملک آباد و آرامش حاکم از عدالت است !
" عدالت " بی شک از واژگان قابل توجه در کشورداری است و عمود و عماد مملکت داری و حکومت است که اگر نباشد فروپاشی چنین حکومتی قطعی است و انقراض بسیاری از حکومت ها، به سبب نظام غیر عادلانه طبقاتی و احکام فرمایشی با مردمی ترسو و جبن و تسلیم پذیر است که بی غیرتی را فرهیختگی و صبر نام می نهند.
باید توجه داشت که در طول تاریخ بسیاری از کشورها و حکومتگران همیشه از دشمنانی که در پوشش دوست جلو آمده اند ضربه خورده اند، و بسیاری از دشمنان چون با ادامه دشمنی به اهداف و امیال خود نرسیده اند به لباس دوست در آمده اند !
و به راستی که چه اوراقی از دشمنان دوست نما در تاریخ پر نشده است، شیخ مصلح الدین سعدی در گلستان می گوید : " دشمن چو از همه حیلتی فرو ماند، سلسله دوستی بجنباند، پس آنگه به دوستی کارهایی کند که هیچ دشمنی نتواند ! " 
پس به هوش باشید آمریکایی که اکنون می خواهد دست دوستی به شما بدهد و در لباس دوست جلو بیاید دنبال انجام کارهایی است که تاکنون به عنوان دشمن در به انجام رساندن آنها ناموفق بوده است !
ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی، رونق و توسعه رفاه اجتماعی، ایجاد نشاط و شادی و امید به زندگی و آینده، توسعه اقتصادی و افزایش در آمد سرانه، تامین کار و مسکن و بهداشت عمومی و پایان دادن به پدیده زشت فامیل سالاری - غارت بیت المال - فساد اداری و مبارزه فرهنگی با مفاسد اخلاقی و اجتماعی و احترام به آزادی های مصرحه مردم در قانون اساسی و شریک ساختن مردم در تمام زمینه هایی که به سرنوشت ملک و ملت مربوط می شود تنها راه بستن منافذ ورود مجدد استعمارگران و امپریالیست ها به کشور است !

کتابخانه پاک دست ها

حضرت آیت الله محسنی اژه ای ( سخنگوی قوه قضائیه ) در نشست خبری بیست و پنج مردادماه از جمله در مورد بابک زنجانی ( همکار دولت نهم و دهم در دور زدن تحریم ها و چپاول دارایی های ملک و ملت ! ) فرمودند که : " این پرونده بسیار سنگین است و اوراق زیاد و مستندات پیوستی بسیار دارد" 
وی افزود : " دویست و نه جلد پرونده با ملزومات است. که هر جلد حداقل دویست صفحه است ! " 
با توجه به زندانی شدن معاونین رئیس جمهور سابق و پسر آقای رفسنجانی و در دست بررسی بودن پرونده سایر زعمای قوم که پرونده هر یک دویست سیصد جلد کتاب و مثنوی هفتاد بند کاغذ می شود، پیشنهاد می گردد یک کتابخانه عظیم برای نگهداری این کتاب های مهیج و خواندنی و سرگرم کننده (پرونده های قضائی) تاسیس گردد تا ضمن گسترش فرهنگ کتابخو انی (!) علاقمندان بعدی و کسانی که در آینده قصد خدمت به مردم را دارند با مراجعه به این کتابخانه و مطالعه پرونده دست پاک ها (!) با ریزه کاری های دزدی و غارت و چپاول و انواع پدرسوختگی آشنا شوند !!