جمعه

حادثه بمب گذاری بانکوک




حادثه در روز دوشنبه بیست و ششم مرداد در ساعات اولیه بعد از ظهر در منطقه پر ازدحام مرکز شهر در معبد هندوها و در جوار سنترال فستیوال ( هایپر مارکت عظیم بانکوک ) روی داد و تاکنون تعداد کشته شدگان به بیست و نه نفر رسیده که در میان آنها هشت توریست خارجی هم وجود دارند. تعداد مجروحین بالغ بر صد و بیست نفر است. 
اخبار را همه شنیده اید و نمی خواهم مانند صدا و سیما اخبار تکراری چند روز قبل را به اطلاع شما برسانم !
ده در صد مردم تایلند مسلمان هستند که بیشتر در جنوب این کشور زندگی می کنند و عموما حنفی مذهب می باشند، حدود سی هزار نفر هم شیعه اثنی عشری دارند.
در گذشته مشکلاتی میان مسلمانان با دولت وجود داشت که اکنون مرتفع شده و مسلمانان بیش از هزار مسجد و حتی کانال تلویزیونی مخصوص خود را دارند و برخلاف کشور اسلامی ترکیه که پوشش اسلامی برای زنان کارمند را ممنوع کرده است، زنان مسلمان تایلند با پوشش اسلامی حتی در نیروی پلیس و ارتش خدمت می کنند و مسلمانان در انجام فرائض مذهبی آزاد هستند. اصولا آزادی مذهب در قانون اساسی تایلند تصریح شده است اما مسلمانان تایلند خواستار استقلال و جدایی از تایلند هستند ( که البته در سالهای اخیر این تمایلات با رشد اقتصادی کشور و توجه زیاد دولت به سرمایه گذاری در مناطق مسلمان نشین بسیار ضعیف شده است ) هنوز مقامات پلیس در مورد انگیزه بمب گذاری مطلبی منتشر نکرده اند اما همانطور که در دنیای امروز مد شده است فورا وسایل ارتباط جمعی غربی انگشت اتهام را به طرف خاورمیانه گرفتند !
فیلم دوربین مدار بسته معبد نشان می دهد که فردی با چفیه ( پوشش ویژه سر مردان عرب ) وارد معبد می شود و کوله پشتی خود را روی نیمکت جا گذاشته و از معبد بیرون می رود و دقایقی بعد انفجار روی می دهد.
همین چفیه به سر داشتن فرد مظنون باعث شایعات زیادی شده و عده ای فورا آن را به مسلمانان تایلند نسبت داده اند.
اما خبر اختصاصی من : در چند ماه گذشته پلیس و نیروهای امنیتی تایلند گروه زیادی از مسلمانان وهابی - سلفی تندروی چینی را که از سین کیانگ ( اویغورستان ) به صورت غیر قانونی به تایلند آمده بودند تا از طریق تایلند به ترکیه رفته و به داعش بپیوندند دستگیر و به چین دیپورت کرد. ( حدود یکصد نفر ) 
به دنبال این اقدام در استانبول و آنکارا مسلمانان مهاجر چینی با سازماندهی میت ( سازمان امنیتی مخوف ترکیه ) علیه تایلند تظاهرات کردند و پرچم تایلند را به آتش کشیدند و به کنسولگری تایلند در استانبول حمله کردند، و البته همه این کارها را آزادانه و در برابر چشم پلیس و نیروهای امنیتی ترکیه انجام دادند.
در همان تظاهرات و در قطعنامه ای که قرائت کردند صراحتا دولت تایلند را به انتقام گیری خشن تهدید کردند، و اکنون به نظر می رسد تهدید خود را عملی کرده و با کشتن بیست و نه انسان بی گناه که در میان آنها عده ای توریست خارجی و زن و کودک هم وجود دارند به ثواب و اجر اخروی که مد نظرشان است رسیده اند !
شایان ذکر است ترکیه به مرکز جهانی جذب و آموزش تروریست ها مبدل گردیده و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی ترکیه با همکاری موساد اسرائیل و با مدیریت C I A سرگرم جذب نیروی انسانی برای اهداف تروریستی می باشد.
پس از خاورمیانه آمریکا برای استان سین کیانگ چین ( ترکستان چین - اویغورستان ) خواب ها دیده اند، همچنین برای تجزیه مناطق مسلمان نشین قفقاز روسیه؛ به همین دلیل تاکنون صدها مسلمان تندروی چینی به ترکیه رفته و در صفوف داعش در حال تجربه اندوزی هستند، همچنین گروه کثیری از مسلمانان چچن و اینگوش و داغستان و تاتارستان به صفوف داعش پیوسته و حتی بعضی فرماندهان داعش از روسیه و چین هستند.
به هر حال دولت تایلند عزم جدی دارد تا اجازه ندهد این کشور به سرپلی برای انتقال تروریست تبدیل شود و حادثه اخیر، انتقامجوئی تروریست ها به خاطر بازگرداندن یکصد تروریست اویغور به چین بود.
مشکل تایلند فقط با تروریست ها است و با مسلمانان مشکلی ندارد و در حوادث سال گذشته برمه که مسلمانان بنگلادشی الاصل از برمه گریختند؛ به درخواست سازمان ملل بخشی از آنها را در خاک خود پناه داد، اما متاسفانه تندروهای وهابی و سلفی با اینگونه اقدامات غیر انسانی و بمب گذاری های کور موجب تغییر نگاه مردم صلح دوست تایلند و آسیای جنوب شرقی نسبت به مسلمانان خواهند شد.
شرکت ها و موسسات ترکیه ای در تایلند ( برای مثال : سیزلر ) بسیار فعال هستند و ترکیه در بانکوک و پاتایا چند شرکت توریستی دارد که به تورهای ترکیه ای خدمات می دهند و از جمهوری های سابق اتحاد شوروی بویژه اوزبکستان و قزاقستان و آذربایجان و مناطق مسلمان نشین روسیه توریست به تایلند می آورند و لیدرهای تایلندی در ترکیه آموزش زبان ترکیه ای دیده اند و از مسلمانان وهابی هستند، سازمان اطلاعات وامنیت ترکیه از این موسسات و افراد برای پوشش فعالیت های خود استفاده می کند. (برای خود من اولین بار که دیدم یک تایلندی با من ترکیه ای صحبت می کند بسیار جالب بود !)

گردنه زنی !

به میمنت و مبارکی از یک روش جدید هپلی هپو در جمهوری اسلامی رونمایی شد !

شاید بسیاری از ساندیس خورهای عزیز تا بحال فکر می کردند امتیازات قدرت سیاسی و مدیریتی فقط منحصر به رانت خواری و اختلاس و غارت بیت المال می باشد (!) اما اظهارات یک مقام بلند پایه قضائی جمهوری اسلامی نشان داد که عده ای از وزرا و مسئولین بلند پایه دولتی به اتفاق جمعی از عصاره ها ی فضائل ملت (وکلای رژیم در مجلس) زمین های گردنه حیران (مسیر آستارا به اردبیل) را که منطقه ای جنگلی، مرتفع و بسیار خوش آب و هوا و خوش منظره است (سوئیس ایران) اشغال کرده و برای خود در منطقه حفاظت شده و اراضی ملی و تحت نظارت سازمان جنگل ها ومحیط زیست ویلاهای چند میلیاردی ساخته اند !
یعنی آقایان مسئولین و وکلای مجلس که قسم خورده اند از حقوق مردم و انفال مراقبت و محافظت کنند خودشان با همکاری مسئولین محلی زده و برده و خورده اند ! (از صلح میان موش و گربه / بر باد رود دکان بقال !)
خلاف ادب است هرچه می خواهم بقیه مطلب را محترمانه ادامه بدهم یک مشت فحش های ناموسی و چارواداری به ذهنم می آیند و جلوی چشمانم را می گیرند !
جالب این است که این افراد مرتب رژیم صهیونیستی را به زمین خواری و غصب زمین های فلسطینی ها متهم و از آن انتقاد می کنند، در حالیکه اگر اسرائیلی ها زمین خواری می کنند، می روند زمین کشور دیگری را اشغال و غصب کرده و به زمین های خود منضم می نمایند، در حالیکه این ازگل ها (!) زمین های ملی و جنگل ها و مراتع حفاظت شده و انفال را که متعلق به موکلین خودشان است چپاول کرده اند ! (در واقع جرمشان از صهیونیست ها سنگین تر است !) 
آقای وزیر و آقای وکیل بجای حراست از ثروت تجدید ناپذیر ملی (جنگل های هیرکانی و منحصر به فرد گردنه حیران) این جنگل ها را پاک تراشی کرده و برای خود ویلای چند میلیاردی ساخته اند !
در گذشته وقتی می خواستند اوج دزدی و حرام لقمه بودن کسی را مثال بزنند می گفتند طرف دزد سر گردنه است !
مدت ها بود این ضرب المثل و اصطلاح را فراموش کرده بودم و سرم به خواندن اخبار کشف روزانه و گاه ساعت به ساعت اختلاس های چند هزار میلیارد تومانی و چند صد میلیون دلاری و چهار پنج میلیارد یورویی گرم بود و خدا را شکر می کردم اگر مدیران و مسئولین اختلاس می کنند حداقل دزد سر گردنه نداریم، ولی با اظهارات مقام بلند پایه قضائی معلومم شد که دزدهای سرگردنه سابق اکنون خود گردنه را یکجا می خورند !
آری ما می توانیم (!) و جالب اینکه این پیروزی و پیشرفت در اوج تحریم های غرب صورت گرفته و در همان حالی که زنجان بابکی تحریم ها را دور می زده و چهار پنج میلیارد یورو پولهای شرکت نفت را از هضم رابعه می گذرانده و مسئول دیگری کل ثروت سازمان تامین اجتماعی را ساندویچ می کرده و می خورده (!) و دیگری فرودگاه جزیره کیش را یک لقمه چپ می کرده و معاون رئیس جمهور اموال دولت را به حساب هایش در ده کشور خارجی می ریخته و خلاصه همه دست پاک ها دست به دست هم داده و مادر مملکت را عروس می کردند (!) بقیه آقایان هم جنگل های گردنه حیران را پاک تراشی کرده و سرگرم ویلاسازی های چند میلیاردی بوده اند تا تحریم های غرب را خنثی کرده و مشت و جفتک محکمی به باسن آمریکا بزنند !!
بابا صد رحمت به دزدهای سابق سرگردنه که در ساعات خلوت و بدون تردد جلوی مردم را می گرفتند و جیب آنها را خالی می کردند ، این بی . . . کل گردنه را شیاف کردند !!

سه‌شنبه

آقا مهدی در اندرزگاه اوین !



روزنومه جات جمهوری اسلامی امروز (بیست و ششم مرداد) از وضعیت اقامت و زندگی مهدی هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی گزارش کوتاه چند سطری یکسان و مشابه ای چاپ کرده بودند که نشان می داد خبر همه این روزنومه جات از یک منبع آمده است !
در این مینی گزارش آمده بود که آقا مهدی در یکی از اندرزگاه های اوین همراه با بدهکاران مالی نگهداری می شود!
امیدواریم آقا مهدی که به جرم قبول هدیه مالی ( پورسانت ) از سوی یک شرکت نفتی ( استات اویل ) به اندرزگاه افتاده است در یک اقدام خداپسندانه با کشیدن یک طغری چک، دیون مجرمان مالی و کسانی را که به خاطر عجز از پرداخت بدهی به زندان افتاده اند را تسویه کند و نام نیکی برای خود دست و پا نماید !
نگهداری از آقا مهدی ( پسر حضرت آیت الله رفسنجانی ) در اندرزگاه اوین البته نوشداروی بعد از مرگ سهراب است، و هر چه هم به وی و امثال وی، نظیر بادک زنجانی و معاونین سابق رئیس جمهور و مقامات دست پاک دولتی و شبه دولتی و اختلاس گران و مفت برها و چپاولچی ها و امثالهم در اندرزگاههای اوین پند و اندرز بدهند و از آنها بخواهند اموال عمومی را بالا نکشند، مال مردم را نخورند، مال شما را نخورند، مال منو نخورند فایده ندارد و به محض آنکه دستشان به دم گاوی بند شود هم مال دولت را می خورند، هم مال من را و هم مال شما را !
بنابراین پیشنهاد می شود تمام مدیران و مسئولین را قبل از گماردن به مسئولیت و مدیریت در همان بدو ورود به شهر روانه اندرزگاه های اوین کنند و به آنها پند و اندرز بدهند تا پست دولتی را با راهزنی و بالا رفتن از دیوار مردم و دزدی اشتباه نگیرند !
به هرحال چون با این وضعیت رشد و توسعه فساد اداری دیر یا زود پای این عزیزان (!) جملگی به اندرزگاه کشیده می شود بهتر است، قبل از ابلاغ حکم مدیریت و معاونت و سپردن مقامات برجسته و نیمه برجسته به این پدیده های پاک دست (!) آنها را دسته جمعی به اندرزگاه بفرستند تا هم سرمایه های ملی و دارایی های بانک ها و اموال عمومی و ثروت مملکت از دستبرد و اختلاس مصون بماند و هم دست پاک آنها هم آلوده به میلیاردها دلار و یورو نشود !!

دوشنبه

شرایط برتر زندگی در جمهوری اسلامی


بلندگوهای استکباری اعم از چند صد رادیو و چند صد تلویزیون و صدها روزنامه و صدها هفته نامه و شبکه های گسترده و فراگیر مجازی که دسته جمعی از آمریکا و کشورهای اروپائی و بخصوص عربستان پول و دستور می گیرند با تبلیغات مسموم سعی می کنند نشان دهند جمهوری اسلامی با مشکلات اقتصادی خرد کننده ای مواجه است، فی المثل دولت پول ندارد یا جوانان بیکار هستند و امید به آینده ندارند، آمار طلاق بیشتر از ازدواج است، اتوبوس های ساخت جمهوری اسلامی یک در میان آتش می گیرند، هواپیماهای ایران صدو چهل بلند نشده سقوط می کنند، مسکن دولتی مهر افتتاح نشده کلنگی شده است، جاده های ایران بیشتر از دو جنگ جهانی قربانی می گیرند، آب آشامیدنی در بسیاری از نقاط یا اصلا وجود ندارد یا آلوده به نجاست (فاضلاب) است، اعصاب مردم خراب و آمار کتک کاری و مراجعه به پزشکی قانونی بالا است، در فرودگاه جده شرطه ها به حجاج بیت الله الحرام تجاوز می کنند، محیط زیست ویران و نابود شده، دریاچه ها خشک شده اند، جنگل ها نابود شده و رودخانه ها به کانال انتقال فاضلاب تبدیل شده اند، در هوای شهرهای بزرگ همه چیز وجود دارد بجز اکسیژن، دزدی حرام و غیر قانونی و مستوجب مجازات اما اختلاس و رشوه خواری و پورسانت گرفتن جزو امتیازات مدیریتی است، انواع بیماری از ایدز گرفته تا تب کنگو و ابولا و شقاقولوس مردم را مبتلا کرده و و و . . .
اما این بلند گوهای استکباری یک چیز را نادیده گرفته و به عمد آن را مطرح نمی کنند و از کنار آن می گذرند و آن اول : " دگردیسی و جهش ژنتیکی " و دوم : " ورزشکار شدن امت همیشه در صحنه " است !
بطوری که دانشمندان می گویند انسان بدون تنفس اکسیژن و در هوای آلوده به گازهای سمی نمی تواند زنده بماند، یا با خوردن مواد غذائی مسموم و سمی ریق رحمت را سر می کشد و الی غیرالنهایه. . .
اما خوشبختانه امت همیشه در صحنه با جهش ژنتیکی و آسیب ناپذیر شدن، نه تنها در هوای سمی شهرها خفه نمی شود و همچنان مرگ بر آمریکا می گوید بلکه با خوردن روغن صنعتی پالم و روغن موتور بجای روغن سالم و خوردن سبزی و میوه آبیاری شده با فاضلاب بیمارستانی و گوشت ماموت و بوفالوی تاریخ مصرف گذشته وارداتی و نوشیدن آب آلوده به فاضلاب و شیر و لبنیات تقلبی و آب لیموی تهیه شده از اسید سیتریک و برنج سیانوری هندی و سایر سموم کشنده . . .الحمدالله به کوری چشم استکبار جهانی همچنان سر پا است و در سفرهای استانی مثل دوران جاهلیت دنبال موکب رئیس روسا مانند قهرمانان دوو استقامت چهار نعل می دود !
دومین موفقیتی که بلندگوهای استکباری نادیده گرفته اند همین ورزشکار شدن امت همیشه در صحنه است که در این سالها آنقدر دنبال پیدا کردن کار و یک لقمه نان و یا پیدا کردن اطاق خالی، یا تخت خالی در بیمارستان دولتی برای بستری شدن و مردن (!) و یا در سفر های استانی رئیس جمهور و وزرا به دنبال اتول آنها دویده اند که همگی یه جورایی قهرمان دو میدانی و چاله میدانی محسوب می شوند !
ضمنا اینکه می گویند جوانان در جمهوری اسلامی امکان پیشرفت ندارند هم تبلیغات دروغ استکبار جهانی برای زیر سئوال بردن پیشرفت های جوانان ما است و کافی است به اسامی جوانان و نوجوانانی که همراه پدر بزرگوارشان از روستاها به شهر آمده و بدون داشتن سواد خواندن و نوشتن با استفاده از امکانات اقتصادی ( اختلاس به پشتوانه حمایت ابوی یا پدر زن ) در سالهای اخیر میلیاردر دلاری شده اند نگاهی انداخته شود تا معلوم شود امکان ترقی و پیشرفت جوانان در جمهوری اسلامی خیلی بیشترتر از آمریکا و اروپا می باشد ! (نمونه این جوانان موفق : زنجان بابکی و م - ه) 
بقیه مطلب را خودتان بنویسید، و زیر این مطلب اضافه کنید فقط لطفا فحش و حرف بد نزنین که خانواده نشسته !!!

اوضاع اقتصادی بحرانی تر خواهد شد !


بهای نفت که اقتصاد نیم بند ایران روی آن بنا شده است به زیر پنجاه دلار رسیده و پیش بینی می شود با برداشته شدن تحریم ها و افزایش صادرات نفت ایران باز هم قیمت نفت کاهش یابد.ایران پنجاه میلیون بشکه نفت در دوران تحریم بطور شناور (درون نفتکش ها) انبار کرده و در صورت سرازیر شدن این نفت به بازار (خود زنی !) بهای نفت به زیر سی دلار خواهد رسید.
پائین آمدن قیمت نفت زنگ های خطر را برای سیستم معیوب اقتصاد ایران که متکی به درآمدهای نفتی است به صدا در آورده است، که البته صدای این زنگ خطر در هیاهوی منازعات سیاسی درون حکومت چندان به گوش نمی رسد !
چالش ها و حفره های موجود در اقتصاد ایران بویژه پس از انقلاب پنجاه و هفت علاوه بر آنکه از سیستم و ساختار معیوب ناشی می شود به دلیل مدیریت ناکارآمد و سیاسی کردن اقتصاد است !
در جهان معاصر سیستم های اقتصادی کار آمد با کمترین هزینه بیشترین کارآیی و بهره وری را دارند، برعکس اقتصاد ایران که با بیشترین هزینه کمترین کارآمدی و بهره وری را عرضه می کند !
استفاده از افراد بی اطلاع از دانش اقتصاد در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های اقتصادی و اداره اقتصاد یک کشور به سبک یک حجره بازار به علاوه فساد گسترده اقتصادی و اداری و دچار کردن اقتصاد هدف گذاری نشده مملکت به روزمرگی - حالیه اقتصاد کشور را به کما و اطاق سی سی یو کشانده است و بودجه جاری کشور که علی القاعده در بودجه عمومی باید کمترین سهم را داشته باشد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است !
کاهش بهای نفت دولت را با کاهش چشمگیر درآمد مواجه کرده، بطوری که احتمالا کل در آمدهای دولت پاسخگوی بودجه صد و هفتاد هزار میلیاردی بودجه سال جاری نخواهد بود.
کاهش درآمدهای نفتی در حالی است که اقتصاد ضعیف و ناتوان جمهوری اسلامی با مشکلات خردکننده رو به تزایدی در حوزه های گوناگون دست به گریبان است، مواردی چون بیکاری رو به گسترش، ناتوانی تولید داخلی در تامین نیازهای کشور، کاهش قدرت خرید مردم و مصرف کنندگان، کاهش ارزش پول ملی، عدم تناسب دستمزد زحمتکشان با هزینه های بالای زندگی، سهم بالای دولت و شبه دولتی ها از اقتصاد، دلزدگی تولید کنندگان و کارآفرین ها و بخش خصوصی از توسعه و سرمایه گذاری جدید، قوانین و مقررات مزاحم بر سر راه تولید و سرمایه گذاری، رکود توام با تورم، فرار سرمایه های مادی و معنوی، خشکسالی و بحران آب و از همه مهم تر نادیده گرفتن عمدی علم اقتصاد و تجارب موفق اقتصادی کشورهای موفق جهان و به کارگیری مدیران سیاسی و غیر اقتصادی در راس امور اقتصادی !!
رشد هزینه های دولتی همزمان با کاهش قیمت نفت و درآمدهای دولت سبب فشار بیشتر دولتی ها به مردم با افزایش نرخ انواع و اقسام مالیات و عوارض گوناگون شده، که همراه با افزایش چشمگیر نرخ سوخت و آب و برق و انواع و اقسام خدمات دولتی زمینه بحران اجتماعی و سیاسی را هم ایجاد خواهد کرد.
علیرغم شعارهایی که دولتی ها می دهند بوی خوشی از آینده اقتصادی کشور به مشام نمی رسد و لازم است تمامی بخش ها و نهاد های حاکمیتی و همچنین بخش های دولتی، تعاونی، بخش خصوصی و شبه دولتی ها خود را برای وضعیت فوق العاده و بحرانی پیش رو آماده کنند !

مژده جدید به اهالی روستای بزرگ و بی آب و علف طهران !


خبر می رسد بلدیه قریه فخیمه طهران و اعضای شورای شهر که در همه حال به فکر رفاه اهالی پشت ترافیک مانده و غرق در آلودگی هوای طهران هستند، در یک اقدام بشر دوستانه (!) تصمیم بگرفته اند عبور و مرور از بزرگراهها و تونل های موجود طهران را پولی کنند و علی الحساب پایه دریافت عوارض هربار عبور از بزرگراهها و تونل ها را سیصد چوق (!) در نظر بگرفته اند . . .
البته بزرگراه اسم بی مسمائی است زیرا این به اصطلاح بزرگراهها به خاطر حجم زیاد خودرو (اتومبیل سابق!) بیشتر به پارکینگ متحرک شبیه هستند تا بزرگراه !
در حال حاضر نه تنها بر خلاف قول فبلی داده شده آب و برق و اتوبوس مجانی نشده و بلکه صدها برابر گرانتر شده اند، انواع و اقسام عوارض و مالیات هم از امت همیشه در صحنه اخذ می گردد !
در تازه ترین اقدام برای هرچه بیشتر حال دادن به محکومین به زندگی در طهران ،می خواهند عبور از بزرگراه و خیابان و کوچه و خط عابر پیاده را هم پولی کنند !
پیشنهاد می شود برای سهولت در خدمت رسانی به امت همیشه در صحنه و عوارض پرداز، تمام این مالیات ها و انواع و اقسام عوارض را یک کاسه کرده و در جلوی در خانه هر یک از طهرانی ها چند مامور قوی هیکل (از نوع همان مامورین شهرداری که یکی دو دستفروش را تا بحال روانه دیار باقی کرده اند!) بگمارند تا هر روز صبح به محض آنکه کسی خواست از در خانه خارج شود به عنوان عوارض خروج از منزل همه موجودی جیبش را خالی کنند ! (اگر کم و کسری هم وجود داشت لباسهایش، حتی لباس زیرش را از تنش در بیاورند !!)

یکشنبه

دستور به مطبوعات و نشریات برای مداحی و ثناگویی


روزنامه کیهان مدعی شد دولت به مطبوعات دستور ثناگویی ( پاچه خواری ) داده است !
روزنامه کیهان تهران به زعامت حاج آقا شریعت مداری در گزارشی با تیتر : " اهانت و دروغ پردازی مشاور رئیس جمهور علیه کیهان در روز خبرنگار "می نویسد که : دولت یازدهم ( روحانی ) خاطره محرم علی خان ( سانسورچی رژیم پهلوی ) را زنده کرده و به نشریات دستور مدح و ثنا می دهد !
کیهان مدعی شده که دولت به سرکوب رسانه ها سرگرم است !
از سوی دیگر حاج آقا صفار هرندی سردبیر سابق روزنامه کیهان ( چاپ تهران ) و عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام ( جمهوری اسلامی ) در روزنامه جوان ( نزدیک به بسیج و سپاه ) با اشاره به وابستگی های اقتصادی رسانه ها به نهادهای مختلف، وجود روزنامه مستقل را انکار می کند و می گوید: تقریبا روزنامه ای نداریم که بتواند ادعا کند دینی از جانب یک مرکز دولتی یا یک نهاد و تشکیلات بر گردنش نیست !!
* توضیح اینکه مطبوعات موجود، به دکانی برای گرفتن یارانه و آگهی دولتی از وزارت ارشادگر و فرهنگ ساز ( ! ) تبدیل شده و عموما آنقدر کم تیراژ و بی تاثیر هستند که به خاطر نداشتن مشتری و مخاطب، روزنامه فروش ها اصلا روی میز دکه خودشان نمی گذارند و عینا برگشت می خورند !

چهارشنبه

تغییر رژیم جمهوری اسلامی هدف نهائی آمریکا




















علیرغم ابراز شادمانی ساده لوحان از به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای، از لحن سخنان مقامات ارشد ایالات متحده استنباط می شود هدف نهائی آمریکا تغییر رژیم جمهوری اسلامی طی یک دوره زمانی ده تا پانزده ساله است !
نگاهی دقیق به جمع بندی مذاکرات هسته ای نشان می دهد که آمریکا دامنه و گستره محدودیت های بین المللی علیه جمهوری اسلامی را حفظ خواهد کرد.
جک لو ( وزیر خزانه داری آمریکا ) طی روزهای اخیر در جلسه با سناتورهای کنگره اطمینان داد که تحریم های ایران به زودی برداشته نخواهند شد و پس از آنکه ایران شروط اساسی توافق با شش قدرت جهانی را بجا آورد آمریکا شروع به تعلیق تحریم های ثانویه هسته ای به صورت مرحله ای خواهد کرد.
(تحریم هایی که کشورهای طرف سوم را که با ایران تجارت می کنند هدف قرار داده است)
همچنین مشاور حقوقی تحریم ها می گوید : " حتی الان که توافق به دست آمده بازهم تحریم های آمریکا در خصوص حمایت ایران از تروریزم جهانی به قوت خود باقی خواهند ماند ! " 
باراک اوباما هم در گفتگو با نیویورک تایمز به صراحت گفت : " ما هنوز در جعبه ابزار خود وسایلی برای برخورد با ایران داریم و تحریم های یکجانبه ما ، همچنان به قوت خود باقی است ! "
در وب سایت فارین پالیسی ( پنج ژانویه دوهزار و پانزده ) هم آمده است که آمریکا باید برای تغییر رژیم ایران تلاش کند.
مجموعه اظهارات آمریکایی ها نشان می دهد باید انتظار داشت آمریکا ساختار تحریم ها رابه بهانه های مختلف همچنان حفظ کند.
باراک اوباما در مصاحبه اخیر خود با نیویورک تایمز گفت که : " تحریم هایی وجود دارد که همچنان پا برجا خواهند بود، چرا که مربوط به برنامه هسته ای ایران نیستند و ما همچنان به همراه متحدان و دوستانمان به شدت برای کاهش و توقف فعالیت های بی ثبات کننده ای که ایران در منطقه در گیر آنهاست تلاش خواهیم کرد.
* آمریکا معتقد است فشار تحریم ها جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره آورد و بنابراین با استفاده از این اهرم می توان در آینده از تحریم ها برای انعطاف پذیر کردن چمهوری اسلامی استفاده کرد و در کوتاه مدت تحریم ها بهترین عامل اصلی مهار ایران در منطقه است.
در نظر گرفتن دوره های هشت ساله و ده ساله برای راستی آزمائی هم به منظور به دست آوردن زمان لازم برای تغییر رژیم ایران می باشد و آمریکا و متحدانش امیدوارند در این مدت موفق به روی کار آوردن رژیم مورد نظر خود در ایران شوند.

سه‌شنبه

رئیس مجمع تش خیس مصلحت زندان !



مهدی هاشمی بهرمانی ( نوقی ) معروف به مهدی هاشمی ( استات اویلی ) فرزند رئیس مجمع تش خیس مصلحت نزاع برای تحمل حبس وارد زندان معروف اوین شد !

با زندانی شدن چند تن از معاونان پاک دست دولت حاج احمدی و مقامات دولتی و اخیرا از خانواده انقلاب ( ! ) بزودی اوین به یکی از مناطق گردشگری و جلب توریست تبدیل می شود که جهانگردان می توانند موجوداتی را تماشا کنند که با پنجاه - شصت کیلو وزن توانسته اند پنجاه - شصت تن پول را به صورت دلار و یا ریال جابجا کنند !
یکی از این هنرمندان جدید الورود به اوین پسر حاج آقا آیت الله هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی است که به ده سال حبس محکوم شده است!
حالا چرا هنرمند؟
برای اینکه ایشان بدون تسلط به زبان انگلیسی توانسته اند پایان نامه دوران سه ساله تحصیلی در آکسفورد را بنویسند و مشت محکمی به دهان استعمار انگلستان بزنند !
( متاسفانه در جمهوری اسلامی قدر این استعدادهای درخشان نظیر بابک زنجانی و محمدرضا رحیمی و بقائی و سایر دولتمردان پاک دست را نمی دانند و هر چند وقت یکبار یکی را به جرم پاک سازی خزانه دولت به زندان می اندازند ! ) 
اما داستان شیرین رشوه خواری مهدی خان : 
سال هشتاد و پنج بود که خبرگزاری های بین المللی از یک فساد بزرگ در یکی از شرکت های مهم نفتی دنیا در نروژ پرده برداشتند. ماجرا، پرداخت رشوه پانزده میلیون دلاری توسط شرکت استات اویل به یکی از مقام های وزارت نفت ایران برای فعالیت در پارس جنوبی بود.
در واقع یکی از مهم ترین اتهامات مهدی هاشمی علاوه بر دخالت در ماجراهای خونین و براندازانه انتخابات هشتاد و هشت، به پرونده ای بر می گردد که در سال دوهزار و دو باز می شود. 
سه شنبه چهارده بهمن نود و سه حاج آقا توکلی نماینده اصولگرا و صریح تهران در مجلس در نطق میان دستور خود در صحن علنی به گوشه ای از اتهامات اقتصادی مهدی بهرمانی ( معروف به هاشمی رفسنجانی ) در ماجرای پرونده استات اویل اشاره کرد و گفت که در ژوئن دو هزار و دو مطابق خرداد هشتاد و یک و ژانویه دو هزار و سه شرکت ملی نفت نروژ دو نوبت به یک کارمند رسمی دولت که فرزند رئیس جمهور سابق ایران ( هاشمی رفسنجانی ) و مدیر عامل سازمان بهینه سازی مصرف سوخت بوده است مبلغ پنج میلیون و دویست هزار دلار پرداخت می کند تا وی به استات اویل برای انعقاد قراردادی در پارس جنوبی کمک کند و مشارکت بعدی در صنعت اقتصادی نفت را برای آن شرکت تضمین کند !!
مطابق قانون آقا مهدی در صورتی که در زندان پسر خوبی باشد می تواند به مرخصی برود و پس از آنکه یک سوم مجازات را تحمل کرد آزاد شود !
البته امکان عفو خوردن به مناسبت های مختلف هم وجود دارد . . .
اگر مبالغ هاپولی شده را بخش بر مدت حبس کنیم آقا مهدی بابت هر سال حبس و اقامت در اوین حدود هفت میلیارد تومان گیرش آمده است !
خیلی ها هستند که حاضرند ماهی یک میلیون تومان بگیرند و در اوین حبس شده و مفت بخورند و بخوابند !
خود نگهبانان و زندانبانان و مسئولین اوین که بیشتر از زندانی ها در اوین هستند و تا زمان بازنشستگی حداقل سی سال در اوین می مانند مگر ماهی چقدر حقوق می گیرند و درآمد دارند ؟!
تازه همانطور که می دانید در حال حاضر عده ای از مقامات دولتی و اقتصادی در اوین تشریف دارند و آقا مهدی برای سرگرمی می تواند یک مجمع تش خیس نزاع در زندان اوین تشکیل بدهد و حال ریاستش را ببرد !!

نگاهی به فیلم سینمائی - مستند : الوداع ( ! Goodbye )

















بیت : 
ای دوست بر جنازه دشمن چو بگذری / شادی مکن که بر تو نیز همین ماجرا رود !
( یعنی : آسیاب به نوبت ! )
مهدی هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی ( از روستای نوق از توابع رفسنجان ) از جوانان کار آفرین ایرانی است که بالاخره کار دست خودش داد !!
این جوان با استعداد علیرغم عدم تبحر لازم و اشراف کامل به زبان انگلیسی موفق به نوشتن پایان نامه دکترای خود در دانشگاه آکسفورد شد و چیزی نمانده بود دکتر شود که به علت عدم همکاری مقامات قضائی در نادیده گرفتن جرائم مختصرش مجبور به ترک کشور استکباری انگلیس و بازگشت به جمهوری اسلامی گردید !
برای کسانی که فیلم سینمائی ( آبگوشتی ! ) الوداع در جلوی دادستانی اوین همراه با صحنه های دراماتیک خداحافظی پدر و پسر را در چند روز گذشته دیده و به اشتباه افتاده اند که از فیلم فارسی های رژیم گذشته و یا فیلم های هندی است باید عرض کنم خیر ، این مستند از سری فیلم های مستند راز بقا است که نشان می دهد چگونه بعضی موجودات راز بقای خود را در مظلوم نمائی می دانند و وکلای آنها با بازی هنرمندانه خود ناحق را حق نشان می دهند !
در این فیلم اساس داستان بسیار قوی گذاشته شده و فیلم نامه نویس با توجه به سلیقه گیشه کوشیده است از دیالوگ های عامه پسند دهه چهل استفاده کند !
بازیگر اصلی که مشخصا تحت تاثیر بازیگر قدیمی ناصرملک مطیعی سعی دارد با عقب زدن یقه کت و نشان دادن رگ های گردن مردانگی خود را به سیاهی لشکرها ( هنروران ! )نشان دهد در صحنه ای با لهجه داش مشتی خود را عضوی از خانواده بزرگ انقلاب اسلامی و نظام معرفی می کند و زندانی شدن و اتهامات خود را سیاسی اعلام می کند !
منتقدان هنری این دیالوگ را اضافی می دانند و می گویند موقعی که انقلاب شد این بابا شیشه شیر دستش بود و سهمی در انقلاب نداشته که اینطور سهام خودش را از شرکت های نفتی به صورت دلاری گرفته است !
همچنین در این فیلم از زن استفاده ابزاری شده و قبل از اکران فیلم به منظور جلب تماشاچی بیشتر ، مادر هنرپیشه اصلی جریان دادگاه و جلب پسردلبندش را پدر سوخته بازی اعلام کرده است !
در صحنه دیگری از این فیلم مستند ( الوداع ! Goodbye ) مجددا استفاده ابزاری از زن دیده می شود که دختر محکوم دست به گردن ددی انداخته و صحنه جگر سوزی را می آفریند !
بازی ها خوب و حرفه ای و حساب شده هستند اما معلوم نیست چرا تماشاگران بجای گریستن مشغول خندیدن هستند !
برابر اعلام رسمی هزینه این بازی بالغ بر پنج میلیون دلار آمریکا و صدها میلیون قروش ایران بوده است ، اما مقامات شرکت نفتی استات اویل که اسپانسر بازیگر اصلی فیلم بوده اند صحبت از پانزده میلیون دلار کرده اند !
تهیه کنندگان فیلم امیدوارند کار جدیدشان مورد توجه محافل هنری جهان قرار بگیرد و در فستیوال کن سولقون نمایش داده شود !

ما می توانیم !!

عبدالوحید فیاضی (نماینده نور مازندران در مجلس شورای اسلامی) پرده از اختلاس و فساد مالی و تخلفات شیرین (!) روی داده در شرکت شاهد (بنیاد شهید) برداشت . . .

( حالی درون پرده بسی فتنه می رود / در آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند؟! )
به گفته این نماینده مازندرانی مجلس " صد و چهل هزار فرزند شهید سهامدار شرکت شاهد هستند و هیچ کس هم به فکر آنها نیست ! " 
فیاضی در بخش دیگری از سخنانش به چهار صد هکتار زمین و کارخانه بهدشت اشاره کرده و می گوید : " تمام آن چهار صد هکتار زمین را تار و مار کردند ! " 
شرکت زربال از جمله دیگر شرکت هایی است که در کنار بانک دی و شرکت کوثر و شاهد در آن ریخت و پاش ها و سوءمدیریت در دولت گذشته (منظور حاج احمدی) ضربه زیادی به این شرکت و سهامداران آن وارد کرده است .
شرکت زربال که پیش از انقلاب ده درصد گوشت سفید کشور را تامین می کرد امروزه فلک زده اش کرده اند و حالا تولیدش به زیر یک درصد رسیده است ! " 
( . . . وای اگر از پس امروز بود فردایی !! ) 
کشف فساد مالی هزارو هفتصد میلیاردی در بنیاد شهید و انتقال آن به خارج از کشور از دیگر حفره های مالی شناسایی شده در بنیاد شهید است !!
( چی می خواستیم و چی شد !! )

روز خبرنگار یا روز میرزابنویس ؟!


دو سه روزی است روزنامه های کم تیراژ دو سه هزار نسخه ای جمهوری اسلامی ستون ها و صفحاتی را به تجلیل از خبرنگاران و روز خبرنگار اختصاص داده و مطالب زیادی در مورد نقش خبرنگاران در تنویر افکار عمومی و اطلاع رسانی و سختی کار خبرنگاران منتشر می کنند !
وزیر فعلی کار (حاج آقا ربیعی - برادر عباد سابق) هم که قبل از انقلاب کارگر کارخانه شرکت آمریکائی جنرال موتورز بود و پس از انقلاب در راس تشکیلات کارگری جمهوری اسلامی (خانه کارگر) قرار گرفت، و مدتی هم سردبیر روزنامه کار و کارگر بود و یه طورایی پیراهنش با پیراهن روزنامه نگاران تو یک آفتاب خشک میشه (!) از سختی کار خبرنگاران در جمهوری اسلامی سخن ها گفته و حاج علی آقا جنتی (پسر آیت الله جنتی و وزیر ارشاد) هم برای آنکه از حاج آقا ربیعی عقب نیفتد اظهار داشته که خبرنگاران نمی توانند از خبرنگاری نان بخورند و خلاصه همه به فکر خبرنگاران و سختی کار و معیشت آنها افتاده اند !
این ماجرا هرسال تکرار می شود در روز خبرنگار روابط عمومی وزارتخانه ها به خبرنگاران حوزه خودشان هدایایی می دهند و از آنها به خاطر انعکاس خبرهای مثبت و تبلیغاتی همسو با سیاست های آن وزارتخانه و نادیده گرفتن نقاط و نکات منفی قدردانی می کنند !
حتی امسال دیدم یک موسسه مالی - اعتباری فاقد مجوز هم برای آنکه اعتباری کسب کند اسپانسر مراسم تقدیر از خبرنگاران در یکی از استانها شده بود !
اما آیا واقعا در جمهوری اسلامی شغل خبرنگاری وجود دارد و یا این افراد خبرنویس و یا میرزا بنویس هستند ؟!
حتما در برنامه های خبری صدا و سیما دیده اید که یک مقام عالی رتبه در کنفرانس خبری می نشیند و اطراف او هم عده زیادی مثلا خبرنگار نشسته و در حالی که سرشان را روی کاغذ انداخته اند اظهارات مقام عالی رتبه را رج می زنند، بدون آنکه جرئت کنند او را به چالش بکشند و یا سئوالی مطرح کنند!
من از سال چهل و چهار (نیم قرن پیش) در مطبوعات کشور در سمت های مختلف کار کرده ام، پس از تاسیس جمهوری اسلامی هم در روزنامه ها و نشریات گوناگون فعالیت داشتم.
قبل از انقلاب فقط خبرگزاری پارس (ایرنای امروزی) بود که اخبار و گزارشات را با تلکس برای جراید می فرستاد و دو سه خبرگزاری معتبر خارجی نظیر رویتر، آسوشیتدپرس و یونایتدپرس هم جراید و نشریات پرتیراژ (مشترکانشان) را تامین خبری می کردند و مثل امروز نبود که هر کس از خانواده اش قهر می کند یک سایت خبری - تحلیلی و یا خبرگزاری راه می اندازد !
ما برای تهیه خبر مجبور بودیم به اقصی نقاط دور افتاده کشور مسافرت کنیم و کوه و بیابان را زیر پا بگذاریم تا نصف صفحه گزارش تهیه کنیم.
در همین جمهوری اسلامی سال پنجاه و هشت که هواپیمای مسافری ایران - ایر در پشت کوه های شمال تهران سقوط کرد به اتفاق محمد ذبیحیان (عکاس اطلاعات) آفتاب نزده به راه افتادیم و در برف سنگین تمام کوهستان لشکرک را بالا رفتیم و غروب با پاهای یخ زده به محل سقوط هواپیما رسیدیم . . .
چه مصیبت هایی که برای تهیه دو سه سطر خبر و گزارش متحمل نشدیم، اما امروزه روزنامه ها چون صبح منتشر می شوند اعضای تحریریه آنها بعد از ظهر ها معمولا از دو بعد ازظهر به بعد سرگرم کار می شوند که این کار هم عبارت است از باز کردن سایت خبرگزاری ها و ادارات روابط عمومی وزارتخانه ها و انتخاب چند مطلب و قیچی کردن سر و ته آنها و فرستادن برای چاپ !
اکثر روزنامه ها متعلق به نهادهای دولتی و حکومتی و جناح های سیاسی و خانواده های حکومتگر و . . . است و کسانی هم که در آنها کار می کنند اکثرا حضور در روزنامه شغل دوم و سوم آنها است !
حتی کسانی هستند که صبح ها در وزارتخانه ها و نهادهای اقتصادی سرشان گرم است و عصرها در یک روزنامه اقتصادی دسته جمعی سیاست های مورد علاقه خود را رسانه ای و به مسئولان و مردم تبلیغ می کنند و با فضاسازی رسانه ای می قبولانند !
این حرف هم که روزنامه برای خبرنگار آب و نان ندارد حرف درستی نیست و در جمهوری اسلامی خیلی ها با ورود به مطبوعات و عرضه خود و سلام علیک پیدا کردن با افراد قدر قدرت به همه چیز رسیده اند !
حاج آقا احمد توکلی از روزنامه رسالت رشد کرد. همین آقای سرافراز که حالیه رئیس صدا و سیمای بی برنامه و لوس و بی مخاطب (!) است از کار مطبوعاتی وارد اجتماع شد (روزنامه رسالت) حجاریان، خسرو تهرانی، اصغرزاده، خوئینی ها، همین ربیعی وزیر کار فعلی، میرحسین موسوی (نخست وزیر محبوب امام) و ده ها نفر دیگر را سراغ دارم که روزنامه را پلکان ترقی خودشان قرار دادند . . .
از مطلب دور نشویم، هر خبرنگار (میرزابنویس !) یک حوزه خبری دارد و با روابط عمومی آن وزارتخانه هم ارتباط صمیمانه ای دارد و کارش این است که اخبار مورد نظر آن وزارتخانه را در روزنامه منعکس کند و در روزنامه متبوع خود متوجه و مواظب باشد خبر ناگوار و نامساعدی در مورد حوزه خبری اش چاپ نشود (!) تا در روز خبرنگار مورد تجلیل و تقدیر روابط عمومی آن وزارتخانه و حتی شخص وزیر قرار گیرد!
اصولا خبرنگاری را که حراست و نگهبان دم در اداره و موسسه و نهاد و وزارتخانه دولتی به داخل راه نمی دهد چطور می تواند از آنچه در داخل می گذرد سر در بیاورد؟!
همه خبرها از خود روابط عمومی ها فرستاده می شوند و یا از سایت های مورد تائید و خبرگزاری های رسمی اتخاذ و کپی می شوند !
بر فرض محال که خبرنگار اصیلی پیدا شد و خبر و مطلب و گزارشی خدا و خلق پسندانه تهیه کرد و برای چاپ به روزنامه داد، امکان ندارد روزنامه ای که یک صفحه هر روز از شهرداری تهران آگهی نان و آبدار می گیرد خبر و مطلبی علیه شهرداری چاپ کند !
اصولا روزنامه هایی که حیات و مماتشان به آگهی دولتی و یارانه کاغذ وابسته است جز به دست آوردن دل دولت چیزی چاپ نمی کنند !
آیا این وضعیت را می توان مثلا با روش ها و کارکرد روزنامه نگاری و خبرنگاری در کشورهای (تحت اختناق و سانسور! ) غربی مقایسه کرد که خبرنگاران با افشای اخبار فرار مالیاتی نخست وزیر پر قدرت ایتالیا موجب سقوط و محکومیت جزایی او شدند و یا در ماجرای قدیمی واترگیت باعث رسوایی رئیس جمهور و برکناری او شدند؟!
از همه فکاهی تر خبرنگاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی در خارج از کشور هستند!
صدا و سیما که همان رادیو - تلویزیون سابق باشد در کشورهای خوش آب و هوا دفاتر نمایندگی پر هزینه ای دارد که در هر دفتر عده ای نور چشمی و سفارش شده (شبه آقازاده !) با زن و بچه و اهل فامیل به وظیفه خطیر خبرنگاری اشتغال دارند و ضمن تکمیل تحصیلات خود و فرزندانشان در دانشگاه های محل ماموریت (!) اگر وقت کردند چند فیلم خبری را از تلویزیون های همان کشور مانیتور و ضبط کرده و روی آن نریشن می گذارند و آخر هم در حالیکه میکروفن (اگر نبود بستنی قیفی !) 
در دست دارند خود را خبرنگار صدا و سیما معرفی و این خبر و گزارش را که همه تلویزیون ها، حتی برنامه های خبری خود صدا و سیمای جمهوری اسلامی، یک هفته قبل پخش کرده اند به تهران می فرستد و در تهران هم با آنکه می دانند تکراری است، چون خبرنگار مقیم خارج زحمت کشیده (!) پس از چند بار بازبینی و حک و اصلاح و قیچی پخش می کنند !
در حالی که این کار را در همین تهران و در ساختمان رفیع جام جم هم می توان انجام داد و نیاز به تاسیس دفتر پر خرج و پر هزینه در خارج نیست !
در مورد وضعیت فعلی مطبوعات کم تیراژ و کم مخاطب و بی تاثیر جمهوری اسلامی حکایت ها دارم که می گذارم برای وقتی دیگر، اما برای آنکه فقط نقاط منفی را نگفته و به اصطلاح همه را با یک چوب نرانده باشم جا دارد عرض کنم که خوشبختانه در کشور خبرنگاران و روزنامه نویس های مجرب و با سابقه و متبحر و دلسوز ملک و ملت هم زیاد داریم که البته حالیه در روزنامه ها و نشریات اشتغال ندارند و برای امرار معاش به مشاغل غیر روزنامه نگاری سرشان گرم است (!) ما روز خبرنگار را به این خبرنگاران و روزنامه نویسان پشت در روزنامه مانده و خارج از گود تبریک می گوئیم !!

عمل جراحی چشم فتنه !


صبح روز جمعه شانزدهم مردادماه جاری دکتر سید حسن هاشمی ( وزیر بهداشت ) چشم حضرت آیت الله حاج شیخ مهدی کروبی را در بیمارستان نور تهران مورد عمل جراحی قرار داد.

شایان ذکر است این دومین عمل جراحی چشم انجام شده روی یار قدیمی امام خمینی است و یک چشم دیگر وی چندی قبل عمل جراحی شده بود.
(وزیر بهداشت که از جراحان چشم حاذق و متبحر در سطح برجسته ترین جراحان چشم جهان است در خرداد گذشته چشم دیگر آقای کروبی را جراحی کرده بود) 
آیت الله کروبی از نزدیک ترین یاران بنیانگذار جمهوری اسلامی است که سالها با حکم امام خمینی رئیس بنیاد شهید و نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی و رئیس مجلس شورای اسلامی و عضو تشخیص مصلحت نظام بود که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات و حمایت از میرحسین موسوی به یکی از سران فتنه ملقب شد و به حصر خانگی افتاد.
نداند بجز ذات پروردگار / که فردا چه بازی کند روزگار !

دکتر اسکندر دلدم به اتفاق مهدی کروبی


شنبه

کتک خوردن به از مورد تجاوز قرار گرفتن !

خبر می رسد ماموران ترکیه ای و مسئولین شرکت هواپیمائی پگاسوس در فرودگاه استانبول مسافران ایرانی را مورد خشونت و ضرب و جرح قرار داده و به گوش یک خانم ایرانی سیلی زده اند !
سالی دو - سه میلیون ایرانی به استانبول و بیشتر به شهرهای ساحلی ترکیه نظیر آناتالیا می روند تا از نزدیک با مظاهر کفر و الحاد و فساد و تباهی آشنا شده و از مضرات فساد اخلاقی و مشروبات الکلی درس عبرت بگیرند و با شرکت در کنسرت های خوانندگان ایرانی مقیم لوس آنجلس که به قصد صله رحم و دیدار با هموطنان ایرانی به ترکیه آمده اند، دیداری تازه کنند !
بیش از نیمی از این ایرانیان مومن و متقی و پرهیزکار ضمن آشنایی با مفاسد غربی ( ! ) به تجارت چمدانی هم اشتغال دارند و با خرید کالاهای ترکیه ای، و بیشتر کفش و پوشاک، سالانه میلیاردها دلار به صنایع ترکیه و اقتصاد این کشور کمک کرده و در عین حال سبب تعطیلی صنایع مشابه در کشور می شوند !
جان کلام اینکه دلارهای نفتی ایران اقتصاد ترکیه را می چرخاند و بودجه نظامی این کشور متجاوز برای قتل عام کردها ( اصلی ترین و اصیل ترین قوم ایرانی ) و پنجه انداختن بر منافع حیاتی ایران در منطقه را تامین می کند !!
متاسفانه مسئولین جمهوری اسلامی که توی دهن آمریکا و انگلیس می زنند در برابر نوکران منطقه ای آنها خاضع و خاشع هستند و با دادن نفت و گاز ارزان قیمت به ترکیه و گشودن درهای ایران به روی کالاهای ساخت ترکیه با نرخ های ترجیهی و اعزام سالی دو - سه میلیون توریست ایرانی به این کشور موجب شکوفایی اقتصاد این کشور و افزایش توان اقتصادی ترکیه شده، و در واقع دشمن منطقه ای ایران را تقویت می کنند !
همچنین در برابر اهانت و کتک زدن ایرانیان و حتی لواط کردن با حجاج بیت الله الحرام عکس العمل مناسبی نشان نمی دهند و همین امر موجب گستاخی اجانب در برابر مسافران ایرانی در مبادی ورودی کشورهای بیگانه می شود!
باز هم جای شکرش باقی است که ماموران ترکیه ای مسافران ایرانی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و به آنها تجاوز نکرده اند، و خوب است وزارت امور خارجه از این بابت از دولت ترکیه تشکر کرده و تخفیف جدیدی در قیمت نفت صادراتی ایران برای آنها قائل شود !
حالا که بحث پذیرایی از مسافران ایرانی در فرودگاه های خارج پیش آمد خلاف ادب است یادی از ماجرای تجاوز به حجاج هموطن نکنیم !
موضوع تجاوز شرطه های عربستان به حجاج محترم ایرانی به فراموشی سپرده شده و نه تنها خبری از مجازات آنها نیست بلکه این احتمال هم وجود دارد به آنها مدال درجه اول لیاقت و شجاعت داده شود ! ( همانطور که به فرمانده ناو آمریکایی به خاطر تجاوز به حریم هوایی ایران و ساقط کردن هواپیمای مسافربری غیر نظامی ایران ایر - پرواز ششصد و پنجاه و پنج داده شد !

پنجشنبه

علت اصلی موفقیت مذاکرات هسته ای !



حاج آقا عباس عرقچی معاون وزارت امورخارجه و عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در جلسه ای خصوصی و کاری با شورای خبر صدا و سیما ( رادیو - تلویزیون سابق ! ) در مورد حضور حاج آقا حسین فریدون ( اخوی حاج حسن آقا روحانی ) گفته است که حسین آقا در مذاکرات دخالتی نداشته و فقط رابط ما ( تیم مذاکره کننده ) با رئیس جمهور ( حاج حسن روحانی ) بوده و بس !
حسین آقا در تماس های لازم و ضروری جهت رساندن مطالب مطرح شده در مذاکرات به گوش اخوی رئیس جمهورش و کسب دستورات و نظرات آقا داداش با گویش محلی روستای سرخه ( از توابع سمنان - زادگاه حاج آقا روحانی و حاج آقا فریدون ) صحبت می کرده تا در صورت استراق سمع و به کارگیری ابزارهای شنود، سرویس های جاسوسی بیگانه نتوانند از مکالمه تلفنی دو برادر سرخه ای سر در بیاورند !
شایان ذکر است گویش سرخه ای از زبان های باستانی ایران و منحصر به فرد است و فقط سرخه ای ها از آن سر در می آورند و حتی سمنانی ها هم آن را نمی فهمند، چه برسد به شنودکنندگان غربی و اسرائیلی !!

سه‌شنبه

پول ها چی شد ؟


یکی از دلایل اصلی که برای توجیه مذاکرات هسته ای و بوس و کنار با کشور دوست و برادر آمریکا (شیطان بزرگ سابق !) مطرح می شد آزاد کردن کوهی از دلارهای نفتی بلوکه شده ایران در بانک های خارجی به واسطه اعمال تحریم های غرب علیه جمهوری اسلامی بود.
گفته می شد بالغ بر دویست میلیارد دلار دارایی های ایران در بانک های هند و چین و کشورهای اروپایی و امارات متحده عربی بلوکه شده و در صورت تن دادن شش قدرت جهانی به خواسته های جمهوری اسلامی و امضای توافقنامه هسته ای این پول ها به کشور آورده شده و موجب تحول اقتصادی و برداشته شدن فشارهای کمرشکن اقتصادی از روی امت همیشه در صحنه و تبدیل یک شبه جمهوری اسلامی به سوئیس خاورمیانه خواهد شد !
بیت : " شتر در خواب بیند پنبه دانه / گهی لف لف خورد گه دانه دانه "
به موازات پیش رفتن مذاکرات کم کم از رقم دویست میلیارد دلار پایین آمدند و گفتند دارایی های مسدود شده ایران حدود صد و پنجاه میلیارد دلار است !
چند روز بعد اعلام کردند رقم دقیق پول های بلوکه شده یکصد میلیارد دلار است ؟
یکی دو روز بعد از آنکه حاج آقا عراقچی در جلسه مذاکرات خشونت به خرج داد و با پرت کردن خودکار به طرف وزیر امورخارجه آمریکا و زهر چشم گرفتن شدید از طرف های غربی آنها را وادار به تسلیم در برابر خواسته های ایران کرد، اعلام شد کل پول های بلوکه شده ایران در خارج از کشود حدود بیست و نه میلیارد دلار است !
چند روز بعد گفتند نوزده میلیارد دلار است !
خلاصه هر روز بیشتر از روز قبل پائین کشیدند (!) و حالیه این وحشت وجود دارد اگر به همین ترتیب پایین کشیدن ها ادامه یابد بزودی اعلام کنند به واسطه تحریم هایی که برداشته شده - کشور به بانک های اروپایی و آمریکایی و اماراتی و هندی و چینی مقادیر کلانی بدهکار هم شده است، و چون در دولت دست پاک قبلی عزیزان حساب خزانه و بیت المال را رسیده اند و حالیه آه در بساط نیست به منظور تامین بدهی دولت به تحریم کنندگان، مجددا نرخ آب و برق و گاز و تلفن و انواع و اقسام عوارض و مالیات ها و مواد غذایی و مایحتاج عمومی از شیر و ماست و پنیر گرفته تا صیغه و غیره و ذالک سی - چهل درصد گران خواهد شد تا امت همیشه در صحنه به این بیت مترنم شوند : از رهایی ما مکدر گشته ایم / مرحمت فرموده باز تحریم کنید !

پنجشنبه

برادران چه گوارا !


یک آدم بیسواد و بی اطلاع از تاریخ و شناخت انسان های مشهور انقلابی که از بد روزگار از حمالی و چاه خالی کردن و نعلبندی به پست بالایی در نقطه ای از این جهان بی در و پیکر رسیده بود با سوء استفاده از موقعیت خود مرتب به سفرهای خارجی بویژه کشورهای آمریکای لاتین مانند بولیوی - گواتمالا - نیکاراگوا و ونزوئلا میرفت !
در یکی از این سفرها چون اسم انقلابی معروف آمریکای لاتین زنده یاد " چه گوارا " را شنیده بود برای آنکه خودی نشان بدهد و به میزبان بفهماند آنچنان هم که می گویند بی سواد و نفهم نیست سراغ چه گوارا را گرفت و چون شنید که چه گوارا زنده نیست و از دنیا رفته است سری به علامت تاسف تکان داد و گفت : " غم آخرتان باشد و خدا زنده بگذارد برادرانش را ! جناب چه خوشمزه ، چه شیرین ، چه با نمک و سایر بازماندگان را ! "

یکشنبه

حرص و آز سرمایه دار مفت بر !!


یکی از بزرگان که از بد روزگار در مقام بالایی قرار گرفته بود نامه ای چند خطی در توصیه پسرش به یکی از وزرا نوشت و از او خواست تا چند صد هکتار از منابع ملی و زمین های موات و دولتی به پسر ایشان واگذار کند !
گدازاده ( ! ) با معرفی نامه ابوی صاحب مقام و منصب سراغ وزیر مربوطه رفت و تقاضای تصاحب زمین ها و اراضی ملی کرد !
وزیر به گدا زاده پیشنهاد کرد آفتاب نزده بر روی زمین شروع به راه رفتن کند و در غروب آفتاب به نقطه شروع برگردد و تا هر کجا که توانسته برود و آن نقطه را نشانه گذاری کرده تصاحب و تملک کند !
مردک حریص روز بعد هنوز آفتاب طلوع نکرده شروع به رفتن کرد و تا آنجا که می توانست دورتر و دورتر رفت و چون بسیار حریص بود و می خواست از این فرصت بیشترین استفاده را بکند شرط اصلی پیشنهاد را که برگشت به نقطه شروع به هنگام غروب آفتاب بود فراموش کرد و پاسی گذشته از عصر این شرط به یادش آمد.
چون وقت زیادی تا غروب آفتاب نمانده بود با تمام وجود شروع به دویدن کرد و هرچه آفتاب پائین تر می رفت بر سرعت دویدن خود می افزود تا آنجا که توانی برایش باقی نماند، اما حرص او برای موفقیت در تصاحب زمین مفت باعث می شد همچنان بدود و به قلب خود فشار وارد کند !
سرانجام دوان دوان در حالی که نفسی برایش باقی نمانده بود خود را به نقطه شروع رساند و در همان جا از پای در آمد و قلبش از تپش باز ایستاد و زندگی اش به اتمام رسید و تنها زمینی را که به دست آورد قطعه زمینی به اندازه قبرش بود !!

به هر مسلمان چند حوری می رسد ؟!


روزنامه خراسان ( بیست و چهار تیر ماه نود و چهار ) در صفحه سه خبر بهجت اثری دارد که اخبار مربوط به تسلیم شدن آمریکا و همپیمانانش در برابر ایران و امضای تسلیم نامه هسته ای توسط این شش کشور بدبخت آمریکایی و اروپایی را تحت الشعاع قرار داده است !
بر اساس این خبر یکی از مفتیان اصلی عربستان صهیونی به نام شیخ الشنقیطی پس از مطالعات دینی و مذهبی زیاد و محاسبات ریاضی و آمارگیری از حوریان بهشتی و مسلمانان عازم بهشت ( تروریست های جنایتکار داعش و القاعده و طالبان و رهبران کشورهای مرتجع عربی و اسلامی و شاهزادگان و امراء و سلاطین و رهبران هرزه و دزد خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس و . . . ) نتیجه گرفته است که در جهان آخرت به هر مسلمان شانزده هزار و نهصد حوریه بهشتی می رسد که ازدواج با هریک از آنها هفتاد سال دوام خواهد داشت !!
متاسفانه حضرت شیخ معلوم نکرده اند افرادی مثل ما که در این دنیا با حوریان زمینی محشور بوده ایم از حسابمان کم می شود یا نه ؟!
همچنین مشخص نکرده اند که این هفده هزار حوری را یکجا تحویل ما می دهند یا باید اولی را ببریم و بعد هفتاد سال داغی آن را بیاوریم تحویل بدهیم و یک نو ( حوری جدید ) بگیریم !
امیدواریم شیوخ محترم و علما و متخصصان امور حوریایی این اشکالات را رفع کرده و مسلمانان مشتاق را از نگرانی بیرون بکشند!

محبوبیت دیکتاتور !

در یکی از کشورهای دیکتاتوری بدبخت بیچاره جهان سوم، شبی رهبر مملکت برای آنکه شناخته نشود صورت خود را گریم کرد و به دیدن فیلمی در یک سینمای عمومی سطح شهر رفت . . .
همانطور که در ممالک دیکتاتوری رسم است قبل از نمایش فیلم اصلی سرود ملی و تصاویری از دیکتاتور و رهبر کشور را پخش می کنند و همه باید بلااستثنا به علامت احترام به رهبر بایستند و کف و سوت بزنند !
به همین خاطر به محض آنکه تصویر رهبر روی پرده سینما افتاد همه حضار و تماشاچیان به غیر از خود رهبر از جا بلند شدند و به احترام او ایستادند !
رهبر اشک در چشم و عمیقا متاثر از علاقه مردم به خودش (!) همچنان نشسته بود که مردی شانه هایش را محکم تکان داد و زیر لبی و آهسته گفت: 
- " بلند شو مرتیکه احمق ! همه ما مثل تو فکر می کنیم ، اما چرا می خواهی سر خودتو به باد بدهی ؟! "

بررس ( سانسورچی ) احمق !


نمایشنامه نویس و سناریست معروفی ( که خواسته اسمش را نبرم ) نمایشنامه ای نوشت و برای اخذ مجوز به اداره مربوطه برد . . .
مسئول بررسی ( سانسورچی ! ) آن را خواند و بررسی کرد و دست آخر نویسنده را خواست و به او گفت : 
- نمایشنامه جالبی است اما احتمال دارد احمق ها بعضی از قسمت هایش را نفهمند و بهتر است این قسمت ها عوض شوند.
نویسنده خیلی جدی جواب داد : 
- اشکالی ندارد، هر جا را که نفهمیدید آن را عوض کنید !!

عقل و شعور مدیر نخبه و برجسته !


یکی از مسئولین برجسته که مثل سایر مدیران هیچ کار و مسئولیتی بجز شرکت در مراسم و گردهمایی های مختلف برای سخنرانی و ارشاد مستمعین ندارد (!) برای سخنرانی به یک مراسم مملکتی دعوت شد و همانطور که رسم است و متن سخنرانی این قبیل افراد بیسواد و کم سواد را مشاوران و یا روسای دفتر و یا روابط عمومی وزارتخانه می نویسند و تهیه می کنند، از مشاورش خواست تا یک متن بیست دقیقه ای و در یک صفحه برایش بنویسد . . .
پس از پایان مراسم مقام بلند پایه و برجسته با عصبانیت یقه نویسنده متن را گرفت و با پرخاش به او گفت : " مردک ! من کی به شما گفتم که برایم یک نطق یک ساعته طولانی بنویسید؟! قبل از ایتکه سخنرانی من به پایان برسد بیشتر از نصف حضار دهن دره کنان سالن اجلاس را ترک کردند ! " 
مشاور آقای وزیر که متعجب شده بود گفت:"قربان نطقی که بنده نوشته بودم برای بیست دقیقه بود، ولی طبق دستور شما دو نسخه فتوکپی آن را هم ضمیمه کرده بودم!"
(محض اطلاع آیندگان از میزان هوش و ذکاوت مدیران و مسئولین والامقام عرض شد !)